جلسه ۹
3تمام این مطالبی را که امام علیه السلام بیان کرده هیچ کدام شرط اضافی شرعی نیست مثل طهارت که شرط برای نماز است یا استقبال که شرط برای صحت است یا فرض کنید در مورد زکات و اینها که بلوغ به نصاب شرط وجوب زکات است، تمام این شروط، شروط شرعیه است یا شرط برای واجب یا شرط برای وجوب هیچ کدام اینها نیست همه اینها شروط عقلائیه عرفیه است کسی که میخواهد سفر برود باید زاد داشته باشد. کسی که میخواهد مسافرت کند باید راحله داشته باشد کسی که میخواهد سفر برود باید تخلیه سرب داشته باشد و همینطور قوّت بدن داشته باشد، مریض نباشد، و همینطور باید قُوت برای عیال داشته باشد
میشود یك شخصی بلند شود الآن، مسافرت بکند و زن و بچه اش را رها كند و بگويد همین طور بنشینید از آسمان روزی بر سر و کله تان بریزد! خیر این کار را نمیکند. بلکه مقداری پول در منزل باقی میگذارد یا تمهیداتی میاندیشد و شخص بعداً به مسافرت میرود. اگر شخص بخواهد با این کیفیت مسافرت برود، مردم میگویند این مُخبَّل است. این انسان سفیه است که زن و بچه و عائله را بدون قوت رها كند و برود.
چه اینکه اگر شخص بخواهد مسافرت برود حتی در روایت داریم اگر فرد مریضی وجود داشته باشد که این شخص عازم بر حجّ مُمرّض او باشد و شخص دیگری نباشد که از او نگهداری کند حج بر او واجب نیست و استطاعت حاصل نشده است، خب این هم یک چیز طبیعی است.
ببینید همه آن چیزهائی را که امام علیه السلام در مقام شروط استطاعت بیان کردند همه اینها یک مسائل طبیعی است و هیچ کدام از اینها چیز اضافهای نیست.
حالا این مطلب را الآن عرض میکنم تا اینکه بعداً ببینید که نسبت به حج اصلا مسئله یك جور دیگری است. فعلا ما در اینجا در روایاتی که تاکنون دیدیم میبینیم که حدّاقلش این است که زاد و راحله داشته باشد. یعنی از نقطه نظر وجوب ابتدائی و آن وجوب اولی و آن وجوب قابل قبول عرفی، زاد و راحله است. درست شد!

