جلسه ۹
2بعد حضرت استطاعت را توضیح داده میگویند: استطاعت یعنی: «القدرة علی الحرکۀ إما بالحمار و إما بالمشی ولو علی حمار أجدع ابتر. قال: فإن کان یستطیع ان یمشی بعضا و یرکب بعضا فلیفعل». خُب شما این روایت را در نظر بگیرید، این روایت در کنار روایات دیگر به ما این را میرساند که تمام روایاتی که زاد و راحله را شرط برای استطاعت دانستهاند زاد و راحله را شرط مستقل استطاعت عنوان نکردهاند بلکه میگویند: زاد و راحله جنبه حکائی و جنبه عنوانی دارد و عنوان مشیر به یک حقیقتی میباشد که آن حقیقت عبارتست از: «القدرة علی الحرکة» و چون در آن زمان این مسافرت ها بوسیله راحله انجام میشد امام علیه السلام میفرماید: الزّاد و الرّاحلى.
در روزهای قبل خدمت رفقا عرض کردیم: مسئله شروطی را که امام علیه السلام در روایات بیان میکند همه اینها شروط عرفی و عقلائی است؛ وقتی زاد را مطرح میکنند این مسئله یک شرط عقلائی است بدین معنا که کسی که مسافرت میکند باید زاد داشته باشد، اگر نداشته باشد میمیرد خُب این یک چیزی نیست که امام علیه السلام بخواهد یک شرط زائدی را بیان کند یعنی امام در اینجا نیامده است یک حقیقت متشرعه را در مقابل حقیقت عرفیه قرار بدهد و وضع کند که با آن حقیقت متشرعه معنای آیه وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً را تفسیر کند بلکه امام در اینجا وقتی که راوی از حضرت سؤال میکند همانی را بیان میکند که در آن زمان موجود است حضرت میفرماید: خب در این زمان استطاعت به چیست؟ الزّاد و الراحلى، زاد داشته باشد و راحله.
بعد حضرت در یک روایت دیگر میفرماید: «الصحّـۀ فی البـدن» در روایتی داریم دیگر میفرماید: «القوة فی البدن»؛ خب معلوم است بدنی که قدرت ندارد نمیتواند راه برود. یا در مسأله تخلیة سِرب که مسألهای عادی است یعنی وقتی که راه بسته است مثلاً بین دو کشور حدود مسدود است شخص مگر کبوتر است که پرواز کند و آنجا برود، بلکه باید از همین راه زمینی برود. یا امنیت طریق به نحوی که احتمال عدم وصول، اقوي باشد بر احتمال وصول در آنجا مسئله تخلیه سرب وجود ندارد.

