
استطاعت حج بدون مرکب در روایات پیادهروی
معیار قدرت سفر و دستهبندی دلایل وجوب
استطاعت حج و نقش توان پیادهروی در وجوب آن، موضوع این گفتار آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از کنار هم گذاشتن روایات آغاز میشود تا روشن شود آیا داشتن توشه و مرکب شرطی مستقل است یا نشانه توانایی رفتن به سفر. سپس نیازهای عرفی سفر، مانند سلامت بدن، امنیت راه و تأمین خانواده، توضیح داده میشود و پذیرش هزینه حج از دیگری به این معیار پیوند میخورد. در ادامه، روایات در سه دسته بررسی میشوند: داشتن توشه و مرکب، پیمودن بخشی از راه پیاده و وجوب حج برای فرد توانمند بدون مرکب. نقل حج پیاده همراه پیامبر و پاسخ به احتمال مستحب بودن آن، مسیر استدلال را کامل میکند. در پایان، بر ضرورت بررسی فنی روایات تأکید میشود؛ زیرا اهمیت معنوی حج بهتنهایی جای دلیل فقهی برای تعیین شرایط وجوب آن را نمیگیرد.
استطاعت حج بدون مرکب در روایات پیادهروی
توضیحات:
استطاعت حج و نقش توان پیادهروی در وجوب آن، موضوع این گفتار آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از کنار هم گذاشتن روایات آغاز میشود تا روشن شود آیا داشتن توشه و مرکب شرطی مستقل است یا نشانه توانایی رفتن به سفر. سپس نیازهای عرفی سفر، مانند سلامت بدن، امنیت راه و تأمین خانواده، توضیح داده میشود و پذیرش هزینه حج از دیگری به این معیار پیوند میخورد. در ادامه، روایات در سه دسته بررسی میشوند: داشتن توشه و مرکب، پیمودن بخشی از راه پیاده و وجوب حج برای فرد توانمند بدون مرکب. نقل حج پیاده همراه پیامبر و پاسخ به احتمال مستحب بودن آن، مسیر استدلال را کامل میکند. در پایان، بر ضرورت بررسی فنی روایات تأکید میشود؛ زیرا اهمیت معنوی حج بهتنهایی جای دلیل فقهی برای تعیین شرایط وجوب آن را نمیگیرد.
جلسه ۹
6پس بنابراین این دو روایتی که در اینجا هست. من غیر از این دو، روایتی ندیدم حالا رفقا بروند ببینند شاید روایت دیگری هم پیدا بکنند. دو روایت صحیح السند که روایت اول از معاویى بن وهب است عن صفوان عن محمد بن مسلم، شکی در آن نیست که روایت، روایت صحیح السند است و روایت دوم روایت عیاشی در تفسیر عیاشی است که روایات عیاشی همه موثق است، و همه مقبوله است و سندش هم سند صحيح؛ دو روايت یکی از امام صادق و یکی از امام باقر هر دو اینها تصریح دارند بر اینکه راحله شرط نیست. همین که بعضی از راه را بتواند سوار شود و یک مقدار از راه را پیاده برود، و نگفتند که در اینجا مسافت کم باشد یا مسافت زیاد باشد و روایت از این نظر مطلق است. این دو روایت. بسیار خب! حالا میخواهیم از اینجا باز بالاتر برویم.
ما سه مرتبه برای این مسأله در نظر میگیریم:
دسته اوّل: روایاتی که زاد و راحله را شرط برای استطاعت دانستند که روایات، روایات بسیاری است.
دسته دوم روایاتی که مشی را هم در صورت استطاعت کافی می دانند، حضرت میفرمایند: «إِنْ كَانَ يُطِيقُ»، کسی که نمیتواند راه برود را نمی فرماید، بلکه «إِنْ كَانَ يُطِيقُ» کسی که شل نیست، چلاغ نیست بزنی بهش خب میرود. موقعی که بخواهد دنبال یکی بکند چنان مثل اسب نِشادُر1 زده میرود منتهي قضیه مکه که پیش میآید می گوید: نخیر آقا! کجا آدم این همه پا شود، این همه راه را برود. نه! حضرت میگوید: نه باید پا شوی راه بیفتی چطور آنجا میدوی، این برای نقرس هم خیلی خب است.
دسته سوم: روایاتی که میگویند: اصلا راحله شرط نیست. روایتش در تهذیب است و شیخ در تهذیب نقل میکند: «الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ» روایت صحیح السند و معتمد، «قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَه عليه السلام عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ دَيْنٌ» خیلی عجیب است دین دارد، حضرت میگویند، دین داشته باشد مگر حج دین نیست؟! این دین در کنار این دین، دین داری داشته باش. یك وقت دین، دین مؤجّل است. یك وقتی نه، قرض کردی و آن شخص هم هنوز سراغت نیامده خیلی خب بیا قرض كن و بیا! اشکالی ندارد، قرضت هم ادا میشود ان شاء اللَه، «أَعَلَيْهِ أَنْ يَحُجَّ قَالَ: نَعَمْ» اینها کجا نوشته شده! «إِنَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَاجِبَة».
- ـ نمک، محلول آمونیوم کلرید یک اسید ملایم.
