اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استطاعت حج بدون مرکب در روایات پیاده‌روی

معیار قدرت سفر و دسته‌بندی دلایل وجوب

14٬518
فقه

استطاعت حج و نقش توان پیاده‌روی در وجوب آن، موضوع این گفتار آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از کنار هم گذاشتن روایات آغاز می‌شود تا روشن شود آیا داشتن توشه و مرکب شرطی مستقل است یا نشانه توانایی رفتن به سفر. سپس نیازهای عرفی سفر، مانند سلامت بدن، امنیت راه و تأمین خانواده، توضیح داده می‌شود و پذیرش هزینه حج از دیگری به این معیار پیوند می‌خورد. در ادامه، روایات در سه دسته بررسی می‌شوند: داشتن توشه و مرکب، پیمودن بخشی از راه پیاده و وجوب حج برای فرد توانمند بدون مرکب. نقل حج پیاده همراه پیامبر و پاسخ به احتمال مستحب بودن آن، مسیر استدلال را کامل می‌کند. در پایان، بر ضرورت بررسی فنی روایات تأکید می‌شود؛ زیرا اهمیت معنوی حج به‌تنهایی جای دلیل فقهی برای تعیین شرایط وجوب آن را نمی‌گیرد.

استطاعت حج بدون مرکب در روایات پیاده‌روی

توضیحات:

استطاعت حج و نقش توان پیاده‌روی در وجوب آن، موضوع این گفتار آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از کنار هم گذاشتن روایات آغاز می‌شود تا روشن شود آیا داشتن توشه و مرکب شرطی مستقل است یا نشانه توانایی رفتن به سفر. سپس نیازهای عرفی سفر، مانند سلامت بدن، امنیت راه و تأمین خانواده، توضیح داده می‌شود و پذیرش هزینه حج از دیگری به این معیار پیوند می‌خورد. در ادامه، روایات در سه دسته بررسی می‌شوند: داشتن توشه و مرکب، پیمودن بخشی از راه پیاده و وجوب حج برای فرد توانمند بدون مرکب. نقل حج پیاده همراه پیامبر و پاسخ به احتمال مستحب بودن آن، مسیر استدلال را کامل می‌کند. در پایان، بر ضرورت بررسی فنی روایات تأکید می‌شود؛ زیرا اهمیت معنوی حج به‌تنهایی جای دلیل فقهی برای تعیین شرایط وجوب آن را نمی‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹

5
  • اینکه من در روزهای اول عرض می‌کردم منظور از آیه که می‌فرماید وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً منظور از استطاعت یعنی فقط قدرت است، به خاطر این قضیه است. یستطیع یعنی می‌تواند. نه اینکه می‌تواند یک هواپیمای پان آمریکنی باشد ـ نه ببخشید جمهوری اسلامی، یک هواپیمای جمهوری اسلامی باشد ـ و آنهم از آن دو طبقه ها باشد و آنهم برايش طبقه بالا بگیرند و بغلش را هم خالی بگذارند که آقا بخوابند و بعد هم فرض کنید که هر 5 دقیقه مورد پذیرائی قرار بدهند، آن موقع می‌گوئیم که حج برای ایشان واجب است. نه! قضیه این جوری نیست قضیه این است که: «يَسْتَطِيعُ أَنْ يَمْشِيَ بَعْضا». بعضی از راه را پیاده برود، بعضی از راه نه به معناي یک کیلومتر و دو کیلومتر بلكه فرسنگ ها را بتواند پیاده برود «وَ يَرْكَبَ بَعْضاً فَلْيَفْعَل»‌ باید انجام بدهد.

  • آن وقت ما تا حالا چه برداشتی از حج داشتیم؟! حالا فهمیدیم همه برداشت هايمان تا حالا اشتباه بوده؟ هر چی در کتب فقهی تا حالا نوشتند اشتباه بوده؟ آنچه صاحب جواهر نوشتند اشتباه بوده است. حضرت می‌فرمایند: حتی پیاده باید بروی، اگر می‌توانی بعضی‌اش را سوار بشوی بعضی‌اش را پیاده، باید انجام بدهی، این روایت را در اینجا مد نظر داشته باشيد.

  • روایت دیگر که در اینجا هست ـ روایت سابق از امام باقر علیه‌السّلام است و این روایت از امام صادق علیه‌السّلام می‌باشد ـ روایت عیاشی است که نقل می‌کند از «أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ، عَنْ أبِي عَبْدِاللَه عليه السلام فِي قَوْلِهِ تعالي روایت می‌کند که حضرت در ذیل این آیه: وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً می‌فرمایند: «قَالَ: سَأَلْتُه: مَا السَّبِيلُ، قَالَ: يَكُونُ لَهُ مَا يَحُجُّ بِهِ»، حضرت نمی‌گوید: زاد و راحله. بلکه می گوید: «مَا يَحُجُّ بِهِ»، آن چه که لازمة حج است داشته باشد، آن چیست؟ آن اسب و الاغ است، يا اينكه قدرت و استطاعت برای رفتن را داشته باشد؟! حضرت در اینجا نمی‌گوید: زاد و راحله، «يَكُونُ لَهُ مَا يَحُجُّ بِهِ». «قُلْتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ عُرِضَ عَلَيْهِ مَالٌ يَحُجُّ بِهِ فَاسْتَحْيَا مِنْ ذَلِكَ قَالَ: هُوَ مِمَّنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً» بیخود می‌کند، نه، باید برود، باز حضرت در اینجا اضافه بر این می‌فرمایند: اینطور نیست که فقط زاد و راحله باشد بالاتر از این، زاد و راحله در قدم اول است، الان آمدیم بالاتر «قَالَ: وَ إِنْ كَانَ يُطِيقُ الْمَشْيَ بَعْضاً وَ الرُّكُوبَ بَعْضاً فَلْيَفْعَلْ» . این روایت دوم هم تصریح در عدم اشتراط راحله دارد. «قُلْتُ: أَرَأَيْتَ قَوْلَ اللَه وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً أَهُوَ فِي الْحَجِّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: هُوَ كُفْرُ النِّعَمِ، وَ قَالَ: مَنْ تَرَكَ…»1 این هم روایت دوم.

    1. 1- وسايل الشيعه ج11، ص 42
/