اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸

0
فقه

استطاعت در حج - زاد و راحله (2)

نسخه عربی

جلسه ۸

2
  • ولی قبل از اینکه به این مسئلة اصولی بخواهیم بپردازیم نسبت به خود روایات یک مروری می‌کنیم تا اینکه استطاعت مورد نظر را از این روایات بدست بياوریم که اصلا منظور امام علیه السلام از این مسئله استطاعت چیست؟ چه چیزی را امام علیه السلام در اینجا مورد نظر قرار داده است؟. همانطوری که در جلسه دیروز خدمت رفقا عرض شد روایات مختلف است که در بعضی از روایات فقط زاد و راحله است در بعضی از روایات «مَا يَقُوتُ بِهِ عِيَالَه»1 «و مَا يَقُوتُ بِهِ نَفْسَه»2 فی السفر داریم در بعضی از روایات داریم قوت عیال برای برگشت داریم. برگشت خودش داریم و در بعضی از این روایات حتی وجود مال هم در اینجا مطرح نشده بلکه حرفه ای داشته باشد که با آن حرفه بتواند زندگی خودش را ادامه بدهد و لو مال بالفعل هم نداشته باشد باز در اینجا استطاعت نسبت به این شخص صادق است. در بعضی از روایات تخلیه سرب داریم، در بعضی از روایات صحت فی البدن داریم در بعضی دیگر نداریم، مجموع این روایات را وقتی که ما بررسی می‌کنیم به این نکته می‌رسیم که امام علیه السلام در مقام بیان شروط عقلائیه است و در واقع شرط در اینجا شرط مقدمی است نه شرط وجوب یعنی وقتی که می‌فرماید در یک روایت زاد و راحله داشته باشد خب صحّت فی البدن این دیگر نیاز به گفتن ندارد. در بعضی از روایات دارد تخلیه سرب ولی زاد و راحله ندارد این دلیل بر این است که خب این یک مسئله روشن است مگر امام برای بیان مقدمات هر چه هست باید بگوید امام فرض کنید می‌گوید که آقا بلند شو برو تهران بعد بگوید آقا برو ماشین بگیر یا مثلا بگوید آقا خر سوار شود آخر تو این دوران کسی سوار خر می‌شود می‌رود تهران؟. نه منظور از امام که برو تهران یعنی ماشین بگیر برو یا با اتوبوس برو یا با سواری برو، فرض کنید یا اینکه امام بگوید وقتی خواستی بروی مواظب باش کفشت را بپوشی پا برهنه نروی! اینها دیگر چیزهای خنده دار است که فرض بکنید وقتی یک حکمی را شارع بیان می‌کند این شروط و این مقارنات و این لوازم عرفیه و عقلیّه یا عقلانیه دیگر نیازی به گفتن ندارد الا اینکه در بعضی از موارد نظر شارع به نحوی است که یا ادخال شرط را و یا اخراج شرط را اقتضا می‌کند آن یک مطلب دیگری است که فرض بکنید مثلا در مورد حج داریم کسی که حج از او فوت بشود و مستطیع است سال بعد بأیّ نحوکان باید به حج برود. خب بأیّ نحوکان یعنی چه؟ یعنی ولو متسکعاً باید برود اگر مریض هم بود، که سال قبل اگر همین مرض موجب منع از استطاعت بود ولی الان استطاعت فعلیه با استطاعت سال قبل تفاوت کرده استطاعت فعلیه به نفس الحضور است بای نحوکان و لو جنازه اش را ببرند. و لو جنازه اش را ببرند باید برود ولو تمام این مدت را پیاده برود یعنی مسئله حج آنقدر مسئله مهمی است که اگر به مردن شده است باید سال بعد مکه برود اینقدر مسئله، مسئله مهمی است. 

    1. 1- وسايل الشيعه ج 9 ص 232
    2. 2- وسايل الشيعه ج 17 ص 67