جلسه ۸
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
صحبت در استطاعت بود تا آنجائی که در نظرم هست راجع به مسئله زاد و همینطور راحله قسمتی از روایات را مطرح کردیم، این را هم عرض کردیم که منظور از زاد که در روایات شرط برای وجوب شرطی حج آمده چیست؟ روایاتی که در اینجا بیان کردند، روایات مختلفی بود همانطور که عرض شد در بعضی از روایات فقط زاد و راحله هست در بعضی تخلیه سرب هست، امنیت طریق هست، در بعضی صحت و سلامت بدن هست اینها محققات و علل جزئیه برای استطاعت است.
این روایات استطاعت را که خدمت رفقا خواندیم، تقریبا سایر روایاتی که در غیر از آن مثل مستدرک هم هست، مضمون واحد است به الفاظ مختلف آنچه که در این روایات مورد توجه قرار گرفت، یکی روایتی بود که حضرت میفرماید که اگر کسی میتواند به حج برود و مرکب برای حج به تنهائی نداشته باشد باید مقداری از آن راه را با مرکب برود و مقداری را مشیاً برود و این روایت بسیار روایت مهمی است. این روایت، را شیخ در تهذیب، جلد اول، صفحه 447 و همینطور صدوق در توحید این روایت را ذکر کرده که روایت از محمد ابن مسلم است حضرت امام باقر علیه السلام میفرمایند: «فَإِنْ عُرِضَ عَلَيْهِ الْحَجُّ فَاسْتَحْيَا» اگر شخصی میدید که برايش حج عرضه شود و او حیا کند «قَالَ هُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ» او از جمله افرادی است که مستطیع است «وَ لِمَ يَسْتَحِي؟» چرا باید حیا کند؟ «وَ لَوْ عَلَى حِمَارٍ أَجْدَعَ أَبْتَرَ قَالَ فَإِنْ كَانَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَمْشِيَ بَعْضاً وَ يَرْكَبَ بَعْضاً فَلْيَفْعَل»1 خب در اینجا حضرت حکم به وجوب کردند برای کسی که میتواند بعضی از طریق را ماشیاً برود و بعضی را به مرکب سوار شود و روایت هم ظهورش در وجوب است نه در استحباب، چه اینکه بعضیها قائل به استحباب هستند.
این روایت به ضمیمه روایاتی که زاد و راحله را شرط برای وجوب حج می دانند، در اینجا حضرت میفرمایند: اگر میتواند بعضی را مشیا برود باید انجام بدهد این معلوم میشود که در جمع بین این و بین روایاتی که زاد و راحله را شرط وجوب میدانند این است که این مسئله استطاعت برای تحصیل راحله است، اما برای استحباب آن خب خیلی مستحب مؤکد است و بأیّ نحو کان انسان حج را برود اگرچه مشیا این حج را بتواند انجام بدهد. بعضی ها اینطور گفتند خب صرف نظر از این اقتران بین این روایت و بین بقیه خود ظهور روایت در وجوب است چون در اینجا ندارد که مستحب است صحبت از حج است و حج هم همان ظهورش در وجوب است الااینکه این قرینة صارفه ای باشد برای اینکه مورد سوال در حج استحبابی است نه در حج وجوبی پس بنابراین با این فرض ما باید این روایت را در کنار سایر روایات قرار بدهیم نه اینکه اول حکم بکنیم بر اینکه این روایات دیگر زاد و راحله تام و تمام را شرط برای وجوب حج میدانند حال که در این روایت راحله تمام و كامل در اینجا وجود ندارد پس بنابراین مورد استحباب است، ببینید اصلا عکس شد مسئله در اینجا مسئله فرق میکند نسبت به روایات گذشته خدمت رفقا عرض شد دیگر از این به بعد دیگر مسئله یك مقداری دقیق میشود و بزنگاه افتراق در نظریه استطاعت حج و کیفیت حج با مسئله استطاعت از این به بعد روشن میشود منتهی بحث اصولی را ما انشاءاللَه از شنبه شروع میکنیم که آیا در حج این مسئله از نقطة نظر فنی و اصولی امری که متعلق به حج شده است این اقتضای اطلاق میکند؟ -رفقا هم روی همین زمینه مطالعاتشان را ببرند- یا اقتضای تقیّد میکند و اصل اولی در اوامر و نواهی شرعیه مطلقه است یا مقیده؟
- 1- التهذيب ج 5 ص 3

