اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷

0
فقه

استطاعت در حج - زاد و راحله (1)

نسخه عربی

جلسه ۷

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • ... وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ... ﴿آل‌عمران‌، 97﴾ راجع به روایات مختلف اگر رفقا در نظرشان باشد ما روایات را بیان کردیم تقریباً می‌شود گفت استیعاب هم شد البته روایاتی هست که انشااللَه آنها را هم در طول صحبت ذکرمی‌کنیم. 

  • روایاتی که در مورد استطاعت بود بعضی مفسَّر به زاد و راحله بود این یک دسته از روایاتی که در اینجا بود من کان له زاد و راحله و چند روایت هم در این زمینه هست یک دسته از روایات روایاتی بود که علاوه بر زاد و راحله قوت عیال هم در آن وجود داشت و همینطور قوتی که بعد از رجوع از حج بتواند با او ادامه عيش و حیات و زندگی را بدهد بعضی از روایات علاوه بر زاد و راحله تخلیه سرب هم بود اینها هر کدام روایات، روایات متعدده هستند که مختلف بودند، در بعضی فقط زاد و راحله بود در بعضی قوت عیال بوده در بعضی تخلیه سرب بوده و در بعضی صحت و سلامت بدن بوده در بعضي از روايات يركب بعضاً و يمشي بعضاً بوده به آن مساله كار نداريم به خود جمع بين روايات كار داريم، اينجا فقیه باید از مجموع این روایات به یک مطلب اساسی برسد و او این است که امام علیه السلام وقتی که در مقام بیان یک حکم و بیان تشریع و تبيين تشريع هستند چون وظیفه امام تبیین است، تشریع نیست تشریع همان مشرِّع رسول اللَه است و امام مبیِّن آن تشریع است منتهی مبیِّن باید فردی باشد که عیناً مانند خود مشرّع بتواند به حکم اشراف داشته باشد و فرق بین امام و بقیه در این است بقیه مبیِّن نیستند و از نظر عدم اشراف بر حکم اینها محتمل الخطاء و الصحى دربیانشان هستند، ولی امام مانند خود مشرِّع این اشراف بر حکم و بر ملاک و اصل حکم را دارد. لذا بیان امام از این نقطه نظر مصون از خطاست حالا با توجه به این قضیه وقتی که شما این روایات را بررسی می‌کنید اولاً يك چيز به شما بگويم و آن اصل و اساس برای استنباط هست همیشه اين را در نظر داشته باشيد بدون اینکه قبلاً به مطلبی مراجعه کنيد و بدون اينكه به کلام علما و فقها در این زمینه رجوع بکنید مانند رسمی كه فقها در این مورد داشته اند و متاسفانه رسم درستی هم نبوده مثل صاحب جواهر و امثال ذلک که از اول اینها می‌آیند و یک اصل مفروضی را و اصل موضوعی را برای خودشان ترسیم می‌کنند می‌گویند اجماع بر این است و مخالفی هم ندارد و بعداً معلوم می‌شود صد تا مخالف در مقابل در می‌آید از اول می‌آیند و روند و مسیر بحث را بر متفاهم فقهیه و متفاهم عرفی و مرتکزات ذهنی قرار می‌دهند قبل از رجوع به روایات، و این مسیر غلط است مجتهد و فقیه قبل از هر چیزی باید فقط به خود آن دلیل نگاه کند و به خود آن دلیل باید توجه بیاندازد حالا چه آنکه آن دلیل آیات قرآن باشد یا اینکه سنت ائمه و معصومین باشد تفاوت نمی‌کند باید در اینها دقت کند تا اینکه بتواند یا صددرصد یا قریب به صددرصد با یک اقربیّت بیشتری بتواند به حکم برسد بنابراین، مسأله اول و اصل در قضیه منوط می‌شود به آیه قرآن که شما آیه قرآن را وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً در آن دقت كنيد واز کلام خدا مراد جدی را استخراج کنید بدون توجه و بدون نظر به روایت.