جلسه ۷
7ببیند یک مسأله عرفی را امام علیه السلام میفرماید: «زاد و راحله»، خب بعد صحت در بدن، بعد حالا اگر یک شخصی آمد و فرض کنید که میخواهد مکه برود زن و بچه اش چی؟ یك وقتی زن و بچه ندارد اصلاً خودش تنها است كسي كه تنهاست، قوت عیال دیگر معنا ندارد پس این روایتی که میگوید عیالش را قوت بدهد مربوط به کسانی است که اینها زن دارند، بچه دارند افرادی را تحت تکفل دارند که رعایت آنها، تکفل آنها واجب است، شرعاً واجب است تکفل آنها.
ممرضیت میکنند یعنی مریضی را پرستاری میکنند. لذا امام علیه السلام در یک توضیح بیشتری او را میگوید. پس وقتی که امام علیه السلام میفرماید در یک روایت «الزاد و راحله»1 فقط مطرح کردند، اشکال وارد نمیشود که چرا قیود را بیان نکردی؟ چون مسأله واضح است، نیاز به توضیح ندارد فرض کنید که راوی از امام میپرسد که منظور از استطاعت چیست؟ حضرت میفرمایند: «الزاد و راحله» چرا حضرت «الصحة فی البدن» را نگفتند؟ اشکال وارد نیست یا چرا تخلیه سرب را نگفتند شخصی که میخواهد برود حج باید راه امن باشد جنگ نباشد، کشت و کشتار نباشد این کشور به آن کشور حمله نکرده باشد مسیر، مسیر امنی باشد. دزدان و سُرّاق در مسير نباشند. تازه در آن زمان که این مسأله سارق و... چون یک مسأله طبیعی بود این مسأله مد نظر عرف نبود در مسافرتها مگر اینهمه سراق نبودند؟ اینها میزدند به قافله، به حملات و به قافله، با خودشان یک عده را میبردند، افراد شمشیر زن و افراد تیر اندازی بودند، هر قافله که حرکت میکرد یک عده را این قافله تسخیر میکرد، استخدام میکرد برای حفظ طریق و اینها با خودشان میبردند آن افراد را فراری میدادند و خیلی اوقات هم خب این سراق و این حرامی ها اینها غلبه میکردند. خیلی اوضاع بد بود. همه جا بود، همین زیارتی که مردم میرفتند بیچاره ها از طهران میرفتند برای زیارت امام رضا سر فیروز کوه طهران بعد از دماوند اینجا یک عده زیادی بودند که در بسیاری اوقات به این بندگان خدا حمله میکردند و چه میکردند دیگر وقتی که رضا شاه آمد شروع کرد اینها را قلع و قمع کردن، یکی از کارهائی که رضا شاه کرد از نظر برقراری امنیت حالا بگذریم ازکارهای خلاف ولی اینکار که خب امنیت را واقعاً برقرار کرد نسبت به شهرها و اینها و جریانات خیلی زیادی دارد خیلی جریانات مفصل که چطور اینها میآمدند و مردها را میکشتند و زنها را به اسارت میبردند و در گردنههای فیروز کوه... خب مردم میرفتند برای زیارت میرفتند ولی صددرصد که این قافله با این برخورد بکند نبوده احتمال بوده، ولی احتمال موجب رفع وجوب نیست. این که امام میفرماید موجب رفع وجوب است، ناامنی جدی است که انسان احتمال عقلائی جدی بدهد که این مسیر، مسیر غیر مأمون است، غیر امن است.
- 1- وسايل الشيعه ج 11 ص 34

