جلسه ۷
5با این الفاظ، مقام معرفتی برای انسان حاصل نمیشود مقام معرفتی عبارت است از آن باورهای قلبی که آن باورها انسان را در راه نگه میدارد و به انسان خط می دهد و انسان را در حرکت خودش نگه می دارد آن باورها است که برای انسان مسیر زندگی را تعیین میکند و در قبال حرف و نقلها انسان را مستقیم نگه میدارد خب این مسأله هست.
پس بنابراین یک مجتهد اولین وظیفه ای که دارد این است که روایات را در کنار یکدیگر قرار بدهد وقتی که روایات در کنار هم قرار گرفت آنوقت یک ذهنیتی برای او طبعاً پیدا خواهد شد.
حالا از این روایاتی که در کنار هم قرار دادیم و ما اینها را خدمت رفقا خواندیم، البته حالا من فردا میآورم، امروز آمدیم همینطور یک شروعی کرده باشیم، این روایات چه چیزی را میخواهد به ما برساند؟ چه مطلب را؟ این روایات میخواهد همان متفاهم عرفی را از استطاعت به ما برساند در یک جا حضرت میفرماید: مقصود از استطاعت زاد و راحله است خب چرا حضرت تخلیه سرب را نگفتند خب چون بدیهی است مسأله، مسأله بدیهی است در یک روایت، زاد و راحله است به اضافه فرض کنید صحت و سلامتی خب مشخص است آدم مریض که نمیتواند مکه برود، آدم بیمار که نمیتواند مکه برود، در مورد نمازِ آدم بیمار، آدم بیمار باید نماز هم بخواند ولی آدم بیمار که نمیتواند مکه برود یا فرض بکنید که در مورد صوم این مسأله اش فرق میکند صوم هم قضیه اش مثل همان مسأله نماز میماند، هیج تفاوت نمیکند یک دقت در اینجا بکنید در مورد نماز «لَا تَدَعُ الصَّلَاةَ عَلَى حَال»1 داریم یعنی کسی که بتواند مستقیم نماز بخواند باید مستقیم باشد، کسی که بتواند جالساً باشد باید جالساً، کسی که بتواند مستلقیاً، مستلقیاً، مانند نماز خوف، نماز مطارده، نماز غرقي، نماز لا تترک بحال این در مورد صلاة است خب در مورد صوم داریم: يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ اَلصِّيٰامُ كَمٰا كُتِبَ عَلَى اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقرة، 183﴾ أَيّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ فَمَنْ كٰانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ وَ عَلَى اَلَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعٰامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿البقرة، 184﴾ در اینجا صوم آمد تخصیصی خورد به صحت نه به مرض، در وقت مرض دیگر صوم واجب نیست بلکه اصلاً صوم میشود حرام. شما میبینید در اینجا شارع بین صلاة و بین صوم فرق گذاشته در مورد صلاة گفته «لَا تَدَعُ الصَّلَاةَ عَلَى حَال» ولی در مورد صوم میگوید که مشروط بالصحى و مشروط به حضور نه مشروط به سفر، یکی صحت و یکی حضور اما اگر دقت بکنید میبیند صوم و صلاة یکی است، چرا؟ چون در صلاة هم مشروط بالصحه کرده، صلاة که واجب است این صلاة برای چه کسی واجب است؟ برای کسی که دارای صحت است مستقیماً در حال استقامه واجب است، برای کسی که مریض است دیگر صلاة در حال استقامت واجب نیست، میشود مثل صوم، خب حالا که صلاة در حال استقامت واجب نیست خب ممکن است صلاتی که مطابق با مرض باشد در اینجا انجام بشود چه اشکال دارد ؟ لذا شارع میگوید صلاة جالساً بخوان ببینید هر دو یکی شد دیگر فرقی دیگر در اینجا نمیکند در مورد روزه شارع دیگر نمیتواند بگوید که برای کسی که مریض است فرض کنید که مثلاً نصف غذا بخورد این معنی ندارد چون روزه یعنی امساک از اول فجر تا موقع غروب دیگر کسی که سالم است امتلاء معده کند حتی الفم، کسی که سالم است از اول فجر باید فرض کنید که امساک کند اما کسی که تب دارد نصف معده اش را فرض کنید امتلاء کند، کسی که مرض دیگر دارد مثلاً مرضش شدیدتر است میتواند فرض کنید ثلاثى ارباع معده را پر کند هر چه مرض بیشتر باشد هی بیشتر بخور، الان بعضی ها میگویند فتوا دادند بعضی ها هم فوت کردند گفته بودند که دارو اشکال ندارد در موقع ماه رمضان چون دارو.... یکی از همین کسانی که رساله آقای خمینی را بعنوان رساله خودش چاپ کرده بود و آنوقت در رساله ایشان هست ما این مطلب را در تحریر الوسیله، توضیح داده ایم! اصلاً نخوانده، آخر بابا اقلاً میخواندی این موارد را حذف میکردی، بعد میزدی بیرون بروند توش پنیر بپیچند. این حرف چیه این چیزهاش را حذف نکرده، شنیده ام ایشان و شاید بعضی دیگر هم گفته اند که دارو و دوا اشکال ندارد شرب دوا در ماه رمضان برای مریض اگر غذا نخورد اشکال ندارد چون اینکه غذا نیست این فقط دوا است و موجب بطلان نیست دیگر اینها هم از چیزهائی که خب هست.
- 1- التهذيب ج 1 ص 173

