جلسه ۷
2در مرتبه دوم رجوع به کلام معصوم بعنوان مبیِّن و مفسِّر و رافع مجملات و مبهمات آیات بوده به این لحاظ به کلام معصوم باید مراجعه کرد. این اصل در استنباط است و مجتهد باید این مسأله را مورد لحاظ قرار بدهد روی این جهت در یک اصل فقهی وقتی که میخواهید وارد شوید باید تمام روایات که در این زمینه هست را جمع کنید، ما که غیر از اینها چیز دیگری که نداریم البته مسائل دیگر و جنبه های تاریخی در مرتبه بعد است که مجتهد بدون رعایت جنبه تاریخ بدون فهم آن عرف بدون اطلاع بر قضایا معلوم نیست که بتواند به آن اصل اجتهاد برسد چه بسا در بسیاری از موارد مطالعه سنت و سیره و روایات و فقه اهل تسنن، بخصوص فقه اهل تسنن و حکایات و روایات و احادیثی که چه بسا ارتباطی هم ندارد بالمطابقه با مسأله مورد بحث در فهم مجتهد دخالت داشته باشد.
مرحوم آقای بروجردی یک مطلبی را میفرمودند که مطلب خبی هم بود میفرمودند: "مجتهد باید میزان فهم زمان تشریع و تبیین تشریع، در دستش باشد که در آن زمان این قضیه چگونه بوده؟ و این مطلب چه مفهومی داشته؟ و در عرف نسبت به این چگونه عمل میکردند؟ مردم در آن زمان نسبت به این مسأله چه برداشتی داشتند؟ البته تا جائي كه ميتواند." این اصل درستی است ولی باید به ایشان گفت که این مطلب درست است و لکن مقدمات می خواهد نه اینکه هر کسی بتواند به این راحتی و آسانی به آن دسترسی پیدا کند و فهم آن زمان را متوجه شود، چرا که متفاهم عرفی را باید تشخیص بدهد و از لحن کلام امام باید انسان متوجه قضیه بشود، بله این مقدمات میخواهد، مطالعه ميخواهد تاریخ میخواهد، دور بودن از حب و بغض نسبت به مسائل میخواهد، قضاوت صادقانه و قضاوت خیلی صریح میخواهد، و اطلاع بر ملاکات و بر مبانی میخواهد، به همین راحتی هم نیست، بله اصل مطلب درست است اما اینکه این قضیه به چه نحو حاصل میشود؟ این مسأله اینطور نیست.

