اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استطاعت حج، چرا شرایط وجوب آن عرفی است؟

نقش قرآن و روایات در شناخت توان سفر

14٬629
فقه

استطاعت حج در این گفتار با توجه به معنای عرفی توانایی سفر و شرط‌هایی که در روایات آمده بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از جمع میان روایت‌های زاد و راحله، سلامت بدن، امنیت راه و تأمین زندگی خانواده آغاز می‌کند. او بر رجوع نخست به قرآن و کلام معصوم و سپس استفاده از شواهد تاریخی و شناخت عرف تأکید دارد. بحث درباره دیدگاه آیت‌الله بروجردی و بوسیدن آستان امام، پیوند بینش ولایی با فهم حکم شرعی را روشن می‌کند. سپس مقایسه نماز، روزه و حج نشان می‌دهد که وضعیت سلامت و بیماری چگونه در صورت تکلیف اثر می‌گذارد. در ادامه، نیازهای سفر و تفاوت احتمال خطر با ناامنی جدی توضیح داده می‌شود. نتیجه بحث این است که شرط‌های بیان‌شده برای حج، همان نیازهای عقلایی سفرند؛ هرچند حکم دفاع بر مبانی دیگری استوار است.

استطاعت حج، چرا شرایط وجوب آن عرفی است؟

توضیحات:

استطاعت حج در این گفتار با توجه به معنای عرفی توانایی سفر و شرط‌هایی که در روایات آمده بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از جمع میان روایت‌های زاد و راحله، سلامت بدن، امنیت راه و تأمین زندگی خانواده آغاز می‌کند. او بر رجوع نخست به قرآن و کلام معصوم و سپس استفاده از شواهد تاریخی و شناخت عرف تأکید دارد. بحث درباره دیدگاه آیت‌الله بروجردی و بوسیدن آستان امام، پیوند بینش ولایی با فهم حکم شرعی را روشن می‌کند. سپس مقایسه نماز، روزه و حج نشان می‌دهد که وضعیت سلامت و بیماری چگونه در صورت تکلیف اثر می‌گذارد. در ادامه، نیازهای سفر و تفاوت احتمال خطر با ناامنی جدی توضیح داده می‌شود. نتیجه بحث این است که شرط‌های بیان‌شده برای حج، همان نیازهای عقلایی سفرند؛ هرچند حکم دفاع بر مبانی دیگری استوار است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷

7
  • ببیند یک مسأله عرفی را امام علیه السلام می‌فرماید: «زاد و راحله»، خب بعد صحت در بدن، بعد حالا اگر یک شخصی آمد و فرض کنید که می‌خواهد مکه برود زن و بچه اش چی؟ یك وقتی زن و بچه ندارد اصلاً خودش تنها است كسي كه تنهاست، قوت عیال دیگر معنا ندارد پس این روایتی که می‌گوید عیالش را قوت بدهد مربوط به کسانی است که اینها زن دارند، بچه دارند افرادی را تحت تکفل دارند که رعایت آنها، تکفل آنها واجب است، شرعاً واجب است تکفل آنها. 

  • ممرضیت می‌کنند یعنی مریضی را پرستاری می‌کنند. لذا امام علیه السلام در یک توضیح بیشتری او را می‌گوید. پس وقتی که امام علیه السلام می‌فرماید در یک روایت «الزاد و راحله»1 فقط مطرح کردند، اشکال وارد نمی‌شود که چرا قیود را بیان نکردی؟ چون مسأله واضح است، نیاز به توضیح ندارد فرض کنید که راوی از امام می‌پرسد که منظور از استطاعت چیست؟ حضرت می‌فرمایند: «الزاد و راحله» چرا حضرت «الصحة فی البدن» را نگفتند؟ اشکال وارد نیست یا چرا تخلیه سرب را نگفتند شخصی که می‌خواهد برود حج باید راه امن باشد جنگ نباشد، کشت و کشتار نباشد این کشور به آن کشور حمله نکرده باشد مسیر، مسیر امنی باشد. دزدان و سُرّاق در مسير نباشند. تازه در آن زمان که این مسأله سارق و... چون یک مسأله طبیعی بود این مسأله مد نظر عرف نبود در مسافرتها مگر اینهمه سراق نبودند؟ اینها می‌زدند به قافله، به حملات و به قافله، با خودشان یک عده را می‌بردند، افراد شمشیر زن و افراد تیر اندازی بودند، هر قافله که حرکت می‌کرد یک عده را این قافله تسخیر می‌کرد، استخدام می‌کرد برای حفظ طریق و اینها با خودشان می‌بردند آن افراد را فراری می‌دادند و خیلی اوقات هم خب این سراق و این حرامی ها اینها غلبه می‌کردند. خیلی اوضاع بد بود. همه جا بود، همین زیارتی که مردم می‌رفتند بیچاره ها از طهران می‌رفتند برای زیارت امام رضا سر فیروز کوه طهران بعد از دماوند اینجا یک عده زیادی بودند که در بسیاری اوقات به این بندگان خدا حمله می‌کردند و چه می‌کردند دیگر وقتی که رضا شاه آمد شروع کرد اینها را قلع و قمع کردن، یکی از کارهائی که رضا شاه کرد از نظر برقراری امنیت حالا بگذریم ازکارهای خلاف ولی اینکار که خب امنیت را واقعاً برقرار کرد نسبت به شهرها و اینها و جریانات خیلی زیادی دارد خیلی جریانات مفصل که چطور اینها می‌آمدند و مردها را می‌کشتند و زنها را به اسارت می‌بردند و در گردنه‌های فیروز کوه... خب مردم می‌رفتند برای زیارت می‌رفتند ولی صددرصد که این قافله با این برخورد بکند نبوده احتمال بوده، ولی احتمال موجب رفع وجوب نیست. این که امام می‌فرماید موجب رفع وجوب است، ناامنی جدی است که انسان احتمال عقلائی جدی بدهد که این مسیر، مسیر غیر مأمون است، غیر امن است. 

    1. 1- وسايل الشيعه ج 11 ص 34
/