اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استطاعت حج، چرا شرایط وجوب آن عرفی است؟

نقش قرآن و روایات در شناخت توان سفر

14٬629
فقه

استطاعت حج در این گفتار با توجه به معنای عرفی توانایی سفر و شرط‌هایی که در روایات آمده بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از جمع میان روایت‌های زاد و راحله، سلامت بدن، امنیت راه و تأمین زندگی خانواده آغاز می‌کند. او بر رجوع نخست به قرآن و کلام معصوم و سپس استفاده از شواهد تاریخی و شناخت عرف تأکید دارد. بحث درباره دیدگاه آیت‌الله بروجردی و بوسیدن آستان امام، پیوند بینش ولایی با فهم حکم شرعی را روشن می‌کند. سپس مقایسه نماز، روزه و حج نشان می‌دهد که وضعیت سلامت و بیماری چگونه در صورت تکلیف اثر می‌گذارد. در ادامه، نیازهای سفر و تفاوت احتمال خطر با ناامنی جدی توضیح داده می‌شود. نتیجه بحث این است که شرط‌های بیان‌شده برای حج، همان نیازهای عقلایی سفرند؛ هرچند حکم دفاع بر مبانی دیگری استوار است.

استطاعت حج، چرا شرایط وجوب آن عرفی است؟

توضیحات:

استطاعت حج در این گفتار با توجه به معنای عرفی توانایی سفر و شرط‌هایی که در روایات آمده بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از جمع میان روایت‌های زاد و راحله، سلامت بدن، امنیت راه و تأمین زندگی خانواده آغاز می‌کند. او بر رجوع نخست به قرآن و کلام معصوم و سپس استفاده از شواهد تاریخی و شناخت عرف تأکید دارد. بحث درباره دیدگاه آیت‌الله بروجردی و بوسیدن آستان امام، پیوند بینش ولایی با فهم حکم شرعی را روشن می‌کند. سپس مقایسه نماز، روزه و حج نشان می‌دهد که وضعیت سلامت و بیماری چگونه در صورت تکلیف اثر می‌گذارد. در ادامه، نیازهای سفر و تفاوت احتمال خطر با ناامنی جدی توضیح داده می‌شود. نتیجه بحث این است که شرط‌های بیان‌شده برای حج، همان نیازهای عقلایی سفرند؛ هرچند حکم دفاع بر مبانی دیگری استوار است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷

6
  • علی کل حال خب ببینید در اینجا اینطور نیست صوم با امساک حاصل می‌شود و هر چیزی که مخالف با امساک است موجب بطلان است پس بنابر یک قاعده عقلائی چون مرض در اینجا منافات با صوم است و رعایت صحت واجب است پس بنابراین طبق همین قاعده عقلائیه و شرعیه، صوم که موجب مرض خواهد شد یا تقویت مرض، آن هم حرام خواهد شد. در مورد صلاة هم می‌بینیم مسأله به همین کیفیت است صلاة برای شخصی که دارای بیماری دیسک است دارای ناراحتی کمر است و نمی‌تواند بایستد صلاة در حال استقامت می‌شود حرام، چون موجب اشتداد مرض است. او باید جالساً باشد، در حال جلوس صلاى مضرٌ ام لا؟ اگر مضر است فمستلقیاً. ببینید آنهم مثل صوم است منتهي مرتبه مرتبه است، در مرتبه اول حکم ساقط می‌شود و موکول می‌شود به مرتبه بعد در مرتبه دوم باید انسان ملاحظه کند که آیا در این مرتبه آن وضعیت صحت و سلامت منطبق هست بر این مرتبه یا نیست؟ اگر نبود این هم ساقط می شود می‌رود در مرتبه ثالث و هلم جرا. 

  • پس این صلاة هم می‌شود مثل صوم، یک مسأله عقلائی است یعنی هیچ فرقی دیگر در اینجا ندارد حالا در مورد حج امام علیه السلام و شارع دارد وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً کسی که مستطیع باشد این مستطیع باشد را عرف چه می‌فهمد؟ اگر ما روایت نداشتیم چه می‌فهمد؟ هر کسی که مستطیع هست و بتواند برود، حج برايش واجب می‌شود، آیا کسی که مریض هست و مرض او به واسطه رفتن به حج تشدید خواهد شد و یا اینکه منجر به فوت خواهد شد، آیا عرف این فرد را مجاز می‌داند یا نه؟ نه، مجاز نمی‌داند خدا هم گفته امام علیه السلام هم می‌گوید باید صحت داشته باشی و «الصحة فی البدن»1 همان است، تفاوتی نمی‌کند یا اینکه فرض کنید کسی که زاد ندارد، زاد یعنی «ما یقوت به نفسه»2 خودش را بتواند نگاه دارد در این مدت، نه اینکه با خودش یک کیسه فرض کنید پنجاه منی نان بردارد ببرد البته سابق اینکار را می‌کردند زمان سابق نان خشک بر می‌داشتند می‌بردند معنای زاد این نیست یا اینکه که غذا و اینها را به شکل خاصی در می‌آوردند که بتوانند یک ماهی چیز داشته باشند خب اینها رعایت این چیزها را می‌کردند ولی معنای زاد این است که «ما یقوت به نفسه» خودش را بتواند در اینجا نگه دارد خب کسی که نتواند خودش را غذا بدهد خب چطور ممکن یک سفر برود؟ آنهم یك همچنین سفر در طی صحاری و بیابانها و رفتن در آنجا؟ چطور ممکن است همچنین قضیه ای آماده شود لذا در اینجا امام علیه سلام می‌فرماید زاد، راحله باید داشته باشد کسی که راحله نداشته باشد مرکب سواری نداشته باشد خب مگر می‌تواند یک همچنین مسافات بعیده‌ای را بتواند برود پیاده مگر می‌شود آدم می‌رود پايش آبله میزند سه روز راه می‌رود بعد می‌افتد اینطور نیست که انسان بخواهد اینهمه راه را برود همه که منازل آنها هشت فرسخی مکه نیست بعضی‌ها آنطرف نیم کره ارض هستند، از آن طرف زمین. برای همه واجب است آیا می‌تواند یک شخصی راه بیفتد در دریا، فرض کنید در اقیانوس اطلس شنا کند؟ این که نمی‌شود. کشتی می‌خواهد، وسیله می‌خواهد اینهمه مسافت را حالا در دریا طی کرد، در خشکی چکار می‌کند؟، مواجه با درندگان را چه می‌کند؟. 

    1. 1- وسايل الشيعه ج 11 ص 36
    2. 2- وسايل الشيعه ج 17 ص 67
/