اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استطاعت حج، چرا شرایط وجوب آن عرفی است؟

نقش قرآن و روایات در شناخت توان سفر

14٬629
فقه

استطاعت حج در این گفتار با توجه به معنای عرفی توانایی سفر و شرط‌هایی که در روایات آمده بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از جمع میان روایت‌های زاد و راحله، سلامت بدن، امنیت راه و تأمین زندگی خانواده آغاز می‌کند. او بر رجوع نخست به قرآن و کلام معصوم و سپس استفاده از شواهد تاریخی و شناخت عرف تأکید دارد. بحث درباره دیدگاه آیت‌الله بروجردی و بوسیدن آستان امام، پیوند بینش ولایی با فهم حکم شرعی را روشن می‌کند. سپس مقایسه نماز، روزه و حج نشان می‌دهد که وضعیت سلامت و بیماری چگونه در صورت تکلیف اثر می‌گذارد. در ادامه، نیازهای سفر و تفاوت احتمال خطر با ناامنی جدی توضیح داده می‌شود. نتیجه بحث این است که شرط‌های بیان‌شده برای حج، همان نیازهای عقلایی سفرند؛ هرچند حکم دفاع بر مبانی دیگری استوار است.

استطاعت حج، چرا شرایط وجوب آن عرفی است؟

توضیحات:

استطاعت حج در این گفتار با توجه به معنای عرفی توانایی سفر و شرط‌هایی که در روایات آمده بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از جمع میان روایت‌های زاد و راحله، سلامت بدن، امنیت راه و تأمین زندگی خانواده آغاز می‌کند. او بر رجوع نخست به قرآن و کلام معصوم و سپس استفاده از شواهد تاریخی و شناخت عرف تأکید دارد. بحث درباره دیدگاه آیت‌الله بروجردی و بوسیدن آستان امام، پیوند بینش ولایی با فهم حکم شرعی را روشن می‌کند. سپس مقایسه نماز، روزه و حج نشان می‌دهد که وضعیت سلامت و بیماری چگونه در صورت تکلیف اثر می‌گذارد. در ادامه، نیازهای سفر و تفاوت احتمال خطر با ناامنی جدی توضیح داده می‌شود. نتیجه بحث این است که شرط‌های بیان‌شده برای حج، همان نیازهای عقلایی سفرند؛ هرچند حکم دفاع بر مبانی دیگری استوار است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷

4
  • ثانیاً از کجا شما حرمت سجده را به تقبیل سرایت دادید؟ بر فرض تقبيل عتبه شبيه سجده است حالا چون این شبیه است، این تسری حرمت سجده به تقبیل از كجا آمده؟ برای این چه دلیل شرعی داریم؟ آخر با احتیاط که نمی‌شود به مردم فتوا داد احتیاط، احتیاط! خب یک اصلی باید داشته باشد دیگر، از نظر فقهی و از نظر شرعی آیا ما یک اصلی داریم كه وقتي چیزی شبیه به حرام است آن هم حرام می‌شود؟ شما الان شربت آلبالو دراینجا دارید فرض کنید در اینجا هم یک لیوان شراب است آن هم رنگش مثل این است چون این الان شبیه او هست پس حرمت از او تسری می‌کند این را هم نمی‌توانیم بخوریم!. بله یك وقت مسأله، مسأله تجری است انسان به نیت خَمر یک ليوان می‌خورد آن حرمت تجری بحث خودش را دارد و لیکن نه الان دو تا لیوان است یکی خمر است و یکی هم شربت است و این حلال است چون این در کنار این است و شبیه به هم هست این را نمی‌خورید مي‌گوئيد این حرام است این چه اشكالي دارد؟ از کجا چنین مسأله ای به نظر می‌رسد؟، درست شد. خب آن مطلب حالا گفتنش بد نبود بدانیم که خلاصه آن بینشی که در این مکتب پیدا می‌شود جاهای دیگر همچنین مسأله ای نیست، آنچه را که بزرگان برای ما بیان کردند چیز دیگری است، اول باید از آنجا بینش را بگیریم که آن ولی خدا افتاد در حرم امام رضا و خاکها را بر می‌داشت...، قضیه اش را می دانید دیگر، قضیه مرحوم آقا، آن برای مجتهد معیار بینش است نه این چیزهائی که هر کسی می‌گويد، رئیس همه صاحب جواهر وقتی بگوید امام اشتباه می‌کند!!!، مسأله ای نیست که امام ریاضی دان نیست، خب حالا می‌گوید دو دو تا هفت تا، اشکال ندارد!!، وقتی که رئیسشان این نظر را داشته باشد گرچه تعظیم کنند و هی دست به محاسن بکشند و هی بگویند که ذوات مقدسه!!، ذوات مقدسه را بگذار تو کوزه آبش را بخور، تو نسبت به ذوات مقدسه این حرفها را داری می‌زنی آنوقت هی می‌گوئی ذوات مقدسه؟!!، درست شد. 

/ 380