
استطاعت حج، چرا شرایط وجوب آن عرفی است؟
نقش قرآن و روایات در شناخت توان سفر
استطاعت حج در این گفتار با توجه به معنای عرفی توانایی سفر و شرطهایی که در روایات آمده بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از جمع میان روایتهای زاد و راحله، سلامت بدن، امنیت راه و تأمین زندگی خانواده آغاز میکند. او بر رجوع نخست به قرآن و کلام معصوم و سپس استفاده از شواهد تاریخی و شناخت عرف تأکید دارد. بحث درباره دیدگاه آیتالله بروجردی و بوسیدن آستان امام، پیوند بینش ولایی با فهم حکم شرعی را روشن میکند. سپس مقایسه نماز، روزه و حج نشان میدهد که وضعیت سلامت و بیماری چگونه در صورت تکلیف اثر میگذارد. در ادامه، نیازهای سفر و تفاوت احتمال خطر با ناامنی جدی توضیح داده میشود. نتیجه بحث این است که شرطهای بیانشده برای حج، همان نیازهای عقلایی سفرند؛ هرچند حکم دفاع بر مبانی دیگری استوار است.
استطاعت حج، چرا شرایط وجوب آن عرفی است؟
توضیحات:
استطاعت حج در این گفتار با توجه به معنای عرفی توانایی سفر و شرطهایی که در روایات آمده بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از جمع میان روایتهای زاد و راحله، سلامت بدن، امنیت راه و تأمین زندگی خانواده آغاز میکند. او بر رجوع نخست به قرآن و کلام معصوم و سپس استفاده از شواهد تاریخی و شناخت عرف تأکید دارد. بحث درباره دیدگاه آیتالله بروجردی و بوسیدن آستان امام، پیوند بینش ولایی با فهم حکم شرعی را روشن میکند. سپس مقایسه نماز، روزه و حج نشان میدهد که وضعیت سلامت و بیماری چگونه در صورت تکلیف اثر میگذارد. در ادامه، نیازهای سفر و تفاوت احتمال خطر با ناامنی جدی توضیح داده میشود. نتیجه بحث این است که شرطهای بیانشده برای حج، همان نیازهای عقلایی سفرند؛ هرچند حکم دفاع بر مبانی دیگری استوار است.
جلسه ۷
2در مرتبه دوم رجوع به کلام معصوم بعنوان مبیِّن و مفسِّر و رافع مجملات و مبهمات آیات بوده به این لحاظ به کلام معصوم باید مراجعه کرد. این اصل در استنباط است و مجتهد باید این مسأله را مورد لحاظ قرار بدهد روی این جهت در یک اصل فقهی وقتی که میخواهید وارد شوید باید تمام روایات که در این زمینه هست را جمع کنید، ما که غیر از اینها چیز دیگری که نداریم البته مسائل دیگر و جنبه های تاریخی در مرتبه بعد است که مجتهد بدون رعایت جنبه تاریخ بدون فهم آن عرف بدون اطلاع بر قضایا معلوم نیست که بتواند به آن اصل اجتهاد برسد چه بسا در بسیاری از موارد مطالعه سنت و سیره و روایات و فقه اهل تسنن، بخصوص فقه اهل تسنن و حکایات و روایات و احادیثی که چه بسا ارتباطی هم ندارد بالمطابقه با مسأله مورد بحث در فهم مجتهد دخالت داشته باشد.
مرحوم آقای بروجردی یک مطلبی را میفرمودند که مطلب خبی هم بود میفرمودند: "مجتهد باید میزان فهم زمان تشریع و تبیین تشریع، در دستش باشد که در آن زمان این قضیه چگونه بوده؟ و این مطلب چه مفهومی داشته؟ و در عرف نسبت به این چگونه عمل میکردند؟ مردم در آن زمان نسبت به این مسأله چه برداشتی داشتند؟ البته تا جائي كه ميتواند." این اصل درستی است ولی باید به ایشان گفت که این مطلب درست است و لکن مقدمات می خواهد نه اینکه هر کسی بتواند به این راحتی و آسانی به آن دسترسی پیدا کند و فهم آن زمان را متوجه شود، چرا که متفاهم عرفی را باید تشخیص بدهد و از لحن کلام امام باید انسان متوجه قضیه بشود، بله این مقدمات میخواهد، مطالعه ميخواهد تاریخ میخواهد، دور بودن از حب و بغض نسبت به مسائل میخواهد، قضاوت صادقانه و قضاوت خیلی صریح میخواهد، و اطلاع بر ملاکات و بر مبانی میخواهد، به همین راحتی هم نیست، بله اصل مطلب درست است اما اینکه این قضیه به چه نحو حاصل میشود؟ این مسأله اینطور نیست.
