
استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات
تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر
استطاعت حج و جایگاه امنیت راه در تحقق آن، موضوع این گفتار آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از معنای باز بودن راه و وابستگی استطاعت به سلامت و توان مالی آغاز میشود و سپس روایاتی بررسی میشوند که بیشتر بر زاد و راحله تأکید دارند. توضیح داده میشود که امنیت مسیر، شرطی عرفی و بدیهی است و ذکر آن نباید به شرطی فراتر از امکان واقعی سفر تعبیر شود. از این مبنا، بحث به تفاوت بسته بودن یک مسیر با امکان سفر از مسیر دیگر و آثار نوبت ثبتنام، هزینه بیشتر و تهدیدهای اداری میرسد. خاطره سفر حج نمایندگان مجلس، زمینه نقد شرط دانستن اجازه مدیر برای استطاعت را فراهم میکند. در پایان، با مقایسه غیبت کارمند برای بیماری و سفر، این برداشت نقد میشود که هر مانع اداری میتواند وجوب حج را از شخص توانمند بردارد.
استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات
توضیحات:
استطاعت حج و جایگاه امنیت راه در تحقق آن، موضوع این گفتار آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از معنای باز بودن راه و وابستگی استطاعت به سلامت و توان مالی آغاز میشود و سپس روایاتی بررسی میشوند که بیشتر بر زاد و راحله تأکید دارند. توضیح داده میشود که امنیت مسیر، شرطی عرفی و بدیهی است و ذکر آن نباید به شرطی فراتر از امکان واقعی سفر تعبیر شود. از این مبنا، بحث به تفاوت بسته بودن یک مسیر با امکان سفر از مسیر دیگر و آثار نوبت ثبتنام، هزینه بیشتر و تهدیدهای اداری میرسد. خاطره سفر حج نمایندگان مجلس، زمینه نقد شرط دانستن اجازه مدیر برای استطاعت را فراهم میکند. در پایان، با مقایسه غیبت کارمند برای بیماری و سفر، این برداشت نقد میشود که هر مانع اداری میتواند وجوب حج را از شخص توانمند بردارد.
جلسه ۶
1أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث راجع به تخلیه سرب بود البته مسأله استطاعت خودش یک عنوان کلی است که امنیت طریق و تخلیه سرب را هم در بر میگیرد و لذا چون در آیه داریم … وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ... ﴿آلعمران، 97﴾ آیه برای زاد و راحله یا تخلیه سرب نداريم فلذا مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً یک عنوانِ شامل است برای مجموعه برای یک حالتی که آن حالت اصولش من عدة امور از چند مسأله برای انسان حاصل میشود که به عنوان جزء العلى همه این موارد در اصول آن حالت و آن کیفیت دخالت دارند که هر کدام از این امور وجود نداشته باشد آن معلول هم طبعا منتفی خواهد بود مثلا فرض کنید که الصحة فی البدن گفتیم در مسأله صحت در بدن اگر شخص مال داشته باشد قنطار قنطار طلا داشته باشد و جواهر اما همین که میخواهد برود یک دفعه دیسک کمر بگیرد بیفتد از پله کمرش دیسک بگیرد، تمام شد، و فوراً الصحة فی البدن منتفی شد وقتی این منتفی شد، استطاعت هم طبعاً منتفی خواهد شد یعنی حالت آمادگی منتفی خواهد شد.
مسأله دیگر مسأله زاد است شخص آمادگی دارد برای رفتن یک مرتبه زادش را سارق سرقت کند دیگر هیچ پول ندارد و تمکّن از دِین هم ندارد در مسأله دِین و اینها صحبتش خواهد آمد فعلا بحث ما در تخلیه سرب است یعنی امنیت برای طریق، طریق امن باشد، يعني یک مرتبه زادش از بين ميرود یک قضیۀ پیش میآيد فرض بکنید بچه اش مریض میشود و پولی که باید بدهد برای حج باید بدهد پول بیمارستان و یا زنش مریض میشود پول بیمارستان ميدهد، تمام میشود خب این به عنوان جزءالعله رفع آن استطاعت را میکند آن استطاعت یعنی آن معلول خارجی بواسطه این مسأله خب طبعاً منتفی خواهد شد. در مسأله تخلیه سرب که، در روایات آمده این امنیت راه، یعنی مخلی بودن، آماده بودن، میگویند مخلی بالطبع است، یعنی این موافق با طبع است یعنی هماهنگی دارد با طبع انسان، یك چیزی انسان بخورد بدش بیاید نمیگویند این مخلی بالبطع است ذائقه انسان وقتی نپسندد نمیگویند این مخلی بالطبع است. مخلي بالطبع یعنی انسان یک چیز موافق با ذائقه را بنوشد یک آب گوارا مثلا مخلی بالطبع است، غذای خب مثلا مخلی بالطبع است، راه هموار این مخلی بالطبع است، ولی راه سختی را که از کوه بخواهند با مشکلات بالا بروند مخلی بالطبع نمیگویند.
