جلسه ۶
3روایت دیگر که باز روایت از امام صادق است حفص کناسی است که دیروز عرض شد که میفرماید: «مَنْ كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ مُخَلًّى سَرْبُهُ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ فَهُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ الْحَج».1حتما این دو تا باید یکی باشد حالا شاید هر دو حضور داشتند، شاید جدا هم باشد.
از این مسائل استفاده میشود که مسأله تخلیه سرب و امنیت طریق یک مسأله ای است که اصلا در لسان ائمه مورد توجه نبوده كه بخواهند به زبان بیاورند چون یک مسأله عادی است یعنی این عنایت خاصی روی این قضیه نبوده.
تلمیذ: شاید مربوط به زمان قدیم بوده کسی که میخواسته برود مکه راه هم برایش باز بوده میرفته ولی الان حتما از یک طریق خاصی باید بروند ویزا بگیرند و یا طرف میرود تا جده بر میگردانند و اینها یك مقدار مشکل ساز شده
استاد: بله حالا این مسأله را عرض میکنم ببینید در مسأله تخلیه سرب یعنی امنیت طریق. یعنی بسته نبودن حالا این بسته نبودن به چه شکل است ؟ به هر کیفیتی مثلا سارقان راه را ميبندند یا فرض كنيد مثلا مامورین حکومتی هستند اینها میآیند و ممانعت میکنند و این به این کیفیت هست.
در این قضیه تخلیه سرب، منظور امنیت به این نحو نیست که انسان احتمال خلاف ندهد و احتمال عدم امنیت در اینجا پیدا نشود. اگر امام علیه السلام در مسأله استطاعت مسأله امنیت - مطلب بسیار بدیهی- را مانند سایر مسائل مثل قضیه زاد و راحله به این نحوه میآمدند ذکر میکردند خب ممکن بود سوال پیدا شود برای مخاطبین که چه نظری امام علیه السلام نسبت به تخلیه سرب دارد؟ با اینکه تخليه سرب نسبت به همه سفرها است. تخلیه سرب یعنی هر سفری که هر کس میخواهد انجام بدهد باید راه برایش باز باشد خب بسته باشد، نمیرود. شما الان بخواهید بروید تهران به شما میگویند آقا در اول عوارضی راه را بسته اند خب این تخلیه سرب نیست نمیروید یا اینکه فرض کنید میگویند آقا مثلا در فلان جا که میخواهید پیاده بروید درآنجا حیوانات هستند و ممکن است باعث صدمه و اینها بشوند و دیده شده که مثلا در برف در راه مسأله به یک نحوی است به طور کلی یک خطر جدی، خطر جدی عقلائی واقعی این برای شخص پیدا شود خب طبعا شخص به این مساله ترتیب اثر میدهد. اگر امام علیه السلام این مساله تخلیه سرب را به نحو شرط بیان کنند ممکن است برای شخص این حالت پیدا بشود که هموار بودن راه شاید یک معنا زائدی بر آنچه که عرف این معنا را استدراک میکند مقصود امام باشد نه آن معنای عرفی بسیط و عادی که همه افراد میفهمند لذا مثلا فرض کنید که اگر امام علیه السلام بیاد بگوید تخلیه سرب جزو شرایط است یعنی راه هموار باشد خب یکی ممکن است از امام سوال کند این گفتن ندارد هر کسی که مسافرتی میکند باید راه هموار باشد اگر راه بسته باشد نمیتواند اصلا برود حالا این را به عنوان یک شرط زائد میخواهید بیان کنید اگر من بدانم الان رفتن به تهران خطر دارد و خطرش هم یک خطر جدی است طبعاً نمیروم این نیاز به گفتن ندارد حالا نسبت به زاد و راحله آنجا میرسیم قضیه استطاعت قضیه آسانی نیست حالا یکی یکی به اینها خواهیم پرداخت.
- _وسايل الشيعه ج 11 ص 34

