جلسه ۵
8حالا خب اینها دلیل نیست این صحت در بدن که در اینجا هست این مقصود، عبارت است از امکان انجام دادن اعمال این مقصود است که شخص بتواند اعمال را انجام دهد و اینطور نباشد که خلاصه این مرض او را از پا در بیاورد مثلا فرض کنید یکی ناراحتی قلبی دارد و اطباء به او میگویند خب خطر دارد رفتن در آنجا با این وضعیت، مثلا خطر هست خب این یك چیزی است که میتوانیم بگوئیم منافات با صحت در بدن دارد یا اصلا طرف نمیتواند راه برود خب چکارش کنند؟ این بیچاره را خب چطوری بلندش کنند؟ چطوری بگذارندش؟ دو قدم میرود میافتد اصلا ضعف دارد، اصلا نمیتواند برود یعنی مرض زمین گیر و مُقعِد دارد او را زمین گیر میکند این مسأله است پس صحت در بدن این نیست که به طورکلی هیچگونه ناراحتی چیزی نداشته باشد يعني بيماري كه همچنان كه از رفتن مسافرت باز ميدارد همينطور از رفتن به حج باز ميدارد آن مرض مورد نظر است حالا اگر زخم معده دارد، سر درد دارد، ميگرن دارد، ناراحتيهاي ديگر دارد اينها هيچ كدام منافات با «الصحة في البدن ندارد» انشاءاللَه فردا راجع به مسأله تخلیه سرب و کیفیت جمعش و اینکه تا آنجائیکه فکر قاصر میرسد چه منظور هست انشاء اللَه فردا.
تلمیذ: اگر کسی همراه شخص ميرود و کمکش میکند یا مرض بدني دارد ولی کسی هست کارهايش را انجام بدهد مثلا روی چرخ میگذارندش مثلا قطع نخاعی است، روي چرخ نشسته و کسی هم میتواند کمکش کند و انجام بدهد آيا حج بر او واجب است؟
استاد: بله اگر بتواند برود واجب است. البته بر کسی واجب نیست که او را کمک کند.
تلمیذ: نائب دیگر لازم نیست بگیرد؟
استاد: نخیر، خودش باید برود مگر اینکه سخت باشد متسکعاً باشد آن دیگر داخل در نفی شرطیت میشود والا قطع نخاعی هم که باشد، باشد. در اینجا عرض کردم صحه یعنی توان نه صحت پزشکی یعنی «صحة البدن» یعنی توان برای انجام دادن. اللَهم صلی علی محمد و آل محمد

