جلسه ۵
6ولی از جمله روایاتی که دلالت بر تخلیه سرب میکند این روایت کلینی است از حفص کناسی محمد ابن یحیی خثعمی او روایت را نقل میکند که اینها سندش معتبر است مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيِّ قَالَ سَأَلَ حَفْصٌ الْكُنَاسِيُّ أَبَا عَبْدِ اللَه عليه السلام وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ قَوْلِ اللَه عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً مَا يَعْنِي بِذَلِكَ حضرت فرمودند: مَنْ كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ مُخَلًّى سَرْبُهُ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ فَهُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ الْحَجَّ خب در اینجا حضرت تخلیه سرب را هم، امنیت طریق را هم جز شرایط استطاعت ذکر کردند غیر از مسأله، پس یکی زاد و راحله دوم صحت در بدن و سوم تخلیه سرب است فقال لَهُ حَفْصٌ الْكُنَاسِيُّ به امام عرض میکند فَإِذَا كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ مُخَلًّى فِي سَرْبِهِ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ فَلَمْ يَحُجَّ فَهُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ الْحَجَّ ؟ قَالَ نَعَمْ» 1خب در اینجا ما میبینیم که یک قیدی اضافه بر دو قیدی که در روایات دیگر دارند، حضرت در اینجا ذکر میکنند.
خب این مسائل خیلی نکات مهمی است همینطوری ما نباید از مسأله بگذریم و شرایط را همینطوری مسأله را در نظر بگیریم و بگوئیم یکی امام گفته یکی نگفته یکی جایی گفته یکی نگفته! میبایستی برویم و ببینیم که دلیل چیست؟ و چرا در بعضی از موارد ذکر شده و در بعضی ذکر نشده؟ این یک روایت بود.
روایت دوم روایت توحید صدوق است از «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَه عليه السلام فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً مَا يَعْنِي بِذَلِكَ» حضرت میفرمایند: «مَنْ كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ مُخَلًّى سَرْبُهُ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ»2 خب باز در اینجا، این روایت، روایت صحیح السند هم است و سندش هم معتبره باز در اینجا حضرت تخلیه سرب را در اینجا جزو این مسأله استطاعت قرار میدهند.
- 1- وسايل الشيعه ج 11 ص 34
- 2- وسایل الشیعه ج 11 ص 35

