اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴

0
فقه

استطاعت در حج - مفهوم استطاعت در روایات (3)

نسخه عربی

جلسه ۴

3
  • من به شما رفقا گفتم وقتي من آن شب با آنها صحبت کردم يکي از اشکالاتي که - 12 اشکال به ما کردند – وقتي که به من گفتند: شما نمازها را چرا با هم مي خوانيد صريحاً گفتم نه، گفتم من نماز را با هم نمي‌خوانم و نماز را جدا مي‌خوانم و در اين مسأله حق با شماست تا اين را گفتم که حق با شما است يکدفعه اصلاً چهره‌ها به من برگشت حالا اگر مي‌گفتم نه چون شيعه‌ام چون مال ايرانم، چون ايران مد بالاست، پس بايد ثابت کنم براينکه نخير حتماً بايد نمازها را جمع خواند خب اين مي‌فهمد که داري دروغ مي‌گويي خب اين مي‌فهمد که در اينجا چهره‌ات را داري منافقانه نشان مي‌دهي در کتابهایشان هست در سيره ایشان هست در کتب شيعه مي‌آورند صاف نشان مي‌دهند آقا بفرمائيد. همين امام صادق نگفته؟ چي مي‌گوئيد؟ بر فرض اينکه بگوئيم کتابهاي آنها خلاف گفتند روايات خود ما در اين هست آن را چه مي‌فرمايند؟ خب از اول بيا اعتراف کن ، اين مسأله درست است.

  • آمدند راجع به قرآن با ما حرف زدند گفتم همين امشب بلند شويد با هم برويم ايران برويم خانه من ببينيد قرآني که من مي‌خوانم همان قرآن مسجد الحرام است. در هر اتاقمان هم 2 تا است، به جاي يکي 2 تا است اصلاً ما قرآن غير از آنهم داريم ولي قرآني که مي‌خوانيم همان است. ببينيد حالا اگر ما مخفي کنيم و بپيچانيم. من ايراني‌ام، نبايد کم بياريم، همين است ديگر، آقا، برداشتند افراد در مسجد الحرام اول نوروز سوت کشيدند!!. دو سه سال پيش چه افتضاحي شد؟!! سوت کشيدند و آنها گفتند اينها مجوسند، فوري راديو تلويزيون رفت مصاحبه کرد شما چکار کرديد؟ ما تکبير گفتيم، صلوات فرستاديم خب چه کسي را داريد خر مي‌کنيد؟ اين را چه کسي دارد مي‌شنود شخصی را که تو الان داري با او مصاحبه مي کني آن رئيس آنجا دارد اين را مي‌بيند که اين عمل کلک است. اين تبليغات کلک است، بگو بله اينها اين کار را کردند غلط کردند خيلي کار اشتباهي کردند اين كار را بکن تا رئيس آنجا ببيند تو صادق هستي در تبليغ خودت، اين را ببيند. حکومت الهي اين نيست، حکومت إله حکومت صدق است. سوت کشيدند، صاف بيا به مردم بگو آقا يک عده جاهل - عيب ندارد - يك عده جاهل، يك عده جوان، يك عده ناآگاه چرا حالا فحش بدهي يك عده ناآگاه آمدند اين کار را انجام دادند درحالتي که عموم مردم اينکار را نمي‌کنند. ملت ما اينکار را انجام نمي‌دهد حکومت ما اينکار را انجام نمي‌دهد اين چه اشکالي دارد؟ اميرالمؤمنين عليه السلام به قنبر فرمود: 80 تازيانه بزن يا 30 تازيانه. 31 تازيانه بهش زد و يکي اضافه زد حالا يا اشتباه کرده بود يا اينکه تو دلش گفته، نمي‌دانم، پدر سوخته اين مستحق بيشتر از اين است. حالا که اين اميرالمومنين دارد تازيانه مي‌زند يکي هم من بزنم، امير المؤمنين گفت: من گفتم چند تا بزن؟ اميرالمومنين قنبر را خواباند و يكي به او زد،1 اينكار را كه اميرالمومنين کرد براي ما اميرالمومنين شد علي، زیرا علي نگاه نمي‌کند قنبر من است بايد هوایش را داشته باشم، جلوي بقيه کم نياورم، اين که مربوط به من است مردم آنوقت مي گويند نگاه کن اين نوکرش به اصطلاح عبدش اينکه دارد مي‌زند از خودش مي‌زند، اينها را ما مي‌آئيم توجيه مي‌کنيم آيا ما در ارتباط با اطرافيانمان هم همينطور هستيم، يا مرگ براي همسايه است؟. ولي اميرالمومنين مي‌گويد: اگر مرگ است، براي همه است اگر قانون است، براي همه است. قنبر يکي زد بايد بخوابد. آنهم با جون و دل مي‌خوابد و آنها هم مي فهمند اين را، آن هم که کتک را خورده اگر آدم بود پاي اميرالمومنين را مي‌بوسيد مي‌گفت: حالا فهميدم تو حقي، مرا که کتک زدي درست زدي، آن هم که به قنبر زدي، درست زدي، و اينکار را کرده‌اند و مي‌کردند، مي‌آمدند دست اميرالمومنين را مي‌بوسيدند، زياد داریم، در قضاوتها مي‌آمدند دست مي‌بوسيدند، آن وقت آن حکومت مي‌شود حکومت الهي اما نه اينکه برداريم ميکروفون دست بگيريم - خودم ديدم با اين دو چشمهاي خودم ديدم ميکروفون را گرفته بود - بله ما صلوات فرستاديم و در اول نوروز همه ملت آمدند مسجد الحرام تکبير گفتند، صلوات فرستادند خيلي پر شور و خب بود، اقلاً بيا در ايران حقیقت را بگو، چرا که آنجا آن آقائي که سوت کشيدن را ديده، آن امام جمعه‌اي که اينها را مي‌بيند، آن افرادي که اينها را مي‌بينند، بعد مي‌گويند اين ايرانيها را که مي‌گوئيد ببينيد چطوري دارند دروغ مي‌گويند!! چون اينها خلاف هستند پس بنابراين هرچي کلاه سرشون بگذاريم عيب ندارد، چون اينها خلافند پس دروغ بهشون بگوييم عيب ندارد، چون اينها خلافند پس بنابراين بگذار بهشون حُقّه بزنيم. اگه حقّه مي‌زنيم آنها هم مي‌آيند به ما مي‌زنند، کاه نخوردند، مي‌گويند ما هم مي‌زنيم. مسأله خيلي مهمي است که واقعاً بايد بفهميم و بدانيم قدر مکتب خودمان را بدانيم که در آنجا چه ترويج مي‌شود و در ساير جاها چه ترويج مي‌شود عمامه هست ولي خروجيش چيه خيلي فرق مي‌کند. اينجا صداقت ترويج مي‌شود. صداقت و خلوص در اين مکتب می آید، ما بايد اين قضيه را بدانيم که عبادت عبارت است از احتياج انسان به دارو و به غذا براي رشد همانطوري که بدن نياز به دارو و غذا دارد و وقتي که شما گرسنه مي‌شويد کسي لازم نيست شما را به غذا دعوت کند خودتان بلند مي‌شويد با کله مي‌آئيد پائين و سر سفره مي‌نشيند همين طور عبادت مثل مسأله دارو است، اين مسأله را ما بايد بدانيم، در روايات هم البته آمده که نسبت به اين «أرِحنِی يا بلال» پيغمبر مي‌فرمودند موقعي که نماز ظهر مي‌خواست بشود مي‌فرمودند: «أرِحنِي يا بلال» از کثرات من را بيرون بياور از ارتباطات بيا من را بيرون بياور با صداي اذان خودت به من آن غذاي معنوي و روحي را بده.

    1. 1- التهذيب ج 10 ص 148
      اصل روايت: قَالَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَمَرَ قَنْبَراً أَنْ يَضْرِبَ رَجُلًا حَدّاً فَغَلِطَ قَنْبَرٌ فَزَادَهُ ثَلَاثَةَ أَسْوَاطٍ فَأَقَادَهُ عَلِيٌّ عليه السلام مِنْ قَنْبَرٍ ثَلَاثَةَ أَسْوَاطٍ