اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴

0
فقه

استطاعت در حج - مفهوم استطاعت در روایات (3)

نسخه عربی

جلسه ۴

5
  • روايت ديگر، روايتي است که « عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ الْوَاسِطِيِّ» از همة اينها يعني اين روايت اِسنادش متعدّد است «قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عليه السلام» عن موسي ابن جعفر ظاهراً موسي ابن جعفر چون ابي الحسن اول در بعضي‌هايش است چون به امام رضا که ابي الحسن مي‌گويند به امام هادي هم می گویند، ولي ظاهر اين مسأله به قرينه ابي الحسن اول همان امام موسي ابن جعفر است «عَنِ الرَّجُلِ يَسْتَقْرِضُ» قرض کند «وَ يَحُجُّ فَقَالَ إِنْ كَانَ خَلْفَ ظَهْرِهِ مَالٌ» يعني پشتش مالي است که بتواند ادا بکند «إِنْ حَدَثَ بِهِ حَدَثٌ أُدِّيَ عَنْهُ فَلَا بَأْسَ»1 اگر يك قضيه‌اي اتفاق افتاد اشکال ندارد يعني اگر چيزي دارد، ارثي، چيزي، مسأله دارد. حالا ارث دارد مالي دارد و لو اينکه مال، مال فعلي نيست ولي بعداً مي‌توانند تقسيم بکنند 

  • تلمیذ: خارج مي‌شود از مالش چون اينجا بالاخره مستطيع است

  • استاد: مستطيع نيست فرض کنید خانه‌اش است وقتي که مُرد خانه‌اش را تقسيم مي‌کنند و قرض او را مي‌پردازند يا فرض کنيد دکان دارد اجناس دارد ولي اين اجناس مال التجاره‌اش است خودش ربحي به دست نياورده که با او برود سفر، جنسي دارد که اين جنس هم در حال داد و ستد است وقتي که آمد جنسش را مي‌فروشند و قرضش را ادا مي کنند اين استطاعت ندارد، استطاعت اصطلاحي ندارد که يک اموالي خارج از آن اموال بدست آورده باشد نه اين نيست مسأله به صورت دیگری است.

  • « عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَه عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَه عليه السلام عَنْ رَجُلٍ يَحُجُّ بِدَيْنٍ» به دين حج مي‌کند «وَ قَدْ حَجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ قَالَ نَعَمْ إِنَّ اللَه سَيَقْضِي عَنْهُ إِنْ شَاءَ اللَه»2 حجى الاسلام انجام داده تازه حج مستحب را حضرت مي‌فرمايند که برود کيف به آن مسأله حجى الاسلام.

  • روايت ديگر «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ عليه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ هَلْ يَسْتَقْرِضُ الرَّجُلُ وَ يَحُجُّ إِذَا كَانَ خَلْفَ ظَهْرِهِ مَا يُؤَدَّى عَنْهُ إِذَا حَدَثَ بِهِ حَدَثٌ قَالَ نَعَمْ»3اين هم مثل روايت اول است منتها با سند ديگر، اين روايت روايتي است که از امام صادق عليه السلام است. اين مسائل خيلي مهم است اصلاً اينها نشان مي‌دهد آن کيفيت استطاعت را براي ما جور ديگري تفسير مي‌کند اينکه من مي‌گويم ما بايد بدانيم که در آن زمان چه بوده است معنايش همين است که اين معناي استطاعت آيا همين متفاهمي است که امروزه ما در عرف مي فهميم يا نه اصلاً متفاهم عرفي عوض شده، متفاهم عرفي در آن موقع چيز ديگري بوده، استطاعت يعني کسی كه بتواند قرض ‌کند استطاعت دارد. بله اگر قرض بكند و به او قرض ندهند لذا می گوید من استطاعت ندارم ولي اگر نه مي‌رود قرض مي‌کند يك شخصي هست رفيق است و پولدار، مي‌گويد آقا دو ميليون به من قرض بده من بروم مکه هر وقت شد برمی گردانم آنهم مي‌گويد: باشد به جاي انکه من بروم مکه حالا به شما قرض مي‌دهم مسأله‌اي نيست دو ميليون بگير و برو مکه. حضرت مي‌فرمايند واجب است قبول کند. خب کجا اين را نوشتند؟ اين روايتها کجا رفته؟ فقط به حج نگاه کردن به معناي تکليفي است كه دو جور نگاه مي‌كنيم یکبار ما نگاه مي کنيم به حج به معناي تکليفي که بر گرده مکلف هست بعد هم گفتند مستطيع... خب ما که نيستیم پس به جهنم! مثل اينکه بگویند الان موقع نمازاست اي بابا! دوباره اين اذان گو شروع کرد به اذان گفتن! نشسته بودیم حالمون را مي‌کرديم! يك وقت هم يک کسي تا اذان مي‌گويند، احساس مي‌کند بايد بلند شود و نماز بخواند وقت دارویش آمده وقت غذا آمده وقت رفع نياز آمده با اين ديدگاه آن نماز با اين نماز صورتش عوض مي‌شود، فرق مي کند خودش هم بدنبال مقدماتش مي‌رود حج هم مسأله همينطور است وقتي که انسان با اين ديدگاه نگاه کند آنوقت با خودش مي‌گويد خب حالا استطاعت يعني اينکه من حتماً پول داشته باشم در بانک! یا نه بروم قرض کنم بعداً ادا کنم خب حجم را انجام بدهم. ببینيد این تحولی که برای انسان در فکر پیدا می‌شود این تحول بواسطه نگرشی است که نسبت به این دو مسأله نگرش متفاوت است یک نگرش عرفانی است یک نگرش فقه ظاهریست روایات را نگاه می‌کند می‌بیند امام دارد همین را می‌گوید باید برود قرض کند بعداً بپردازد و از آنطرف هم اینطور نباشد که روی هوا قرض کرده باشد، نه یك چیزی دارد وقتی که بر می‌گردد اگر از دنیا رفت جنسهای مغازه اش را بفروشند بدهند، مغازه اش را بفروشند 

    1. 3- وسايل الشيعه ج 11 ص 144
    2. 1و2- وسايل الشيعه ج 11 ص 142