اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴

0
فقه

استطاعت در حج - مفهوم استطاعت در روایات (3)

نسخه عربی

جلسه ۴

2
  • من يك وقتي چند شب پيش بود مطالبي را گوش مي‌كردم از يك فرد خارجي واقعا تنم لرزيد و ديدم مطالبي را که دارد اين آدم خارجي غير مسلمان و مسيحي نسبت به ما مي‌گويد اين عجيب است. ياد حرف مرحوم آقا افتادم که آيا ما آن وثاقت و اعتمادي که بايد بين ملل وجود داشته باشد در ارتباطات آنها، آيا ما با ايراني‌ها آن وثاقت را ديديم؟. دروغ نمي‌گفت يعني واقعاً اين ذهنيتش بود، معلوم بود که نمي‌خواهد دروغ بگويد الان ما جواب اين فرد مسيحي را چه داريم بگوئيم؟. خارجي‌ها هزار تا دروغ مي‌گويند، خب آنها بگویند، حالا گيرم بر اينکه دروغم بگويند و... ما بعنوان يک حکومت اسلامي داريم صبحت مي‌کنيم با افراد. به دروغ آنها چکار داري؟ حالا آنها دروغ بگويند آيا ما مي‌توانيم خلاف آنچه را که هستيم بيائيم به افراد بگوئيم؟ مي‌توانيم؟! يعني اسلام به ما اين اجازه را داده که بيائيم صريحاً دروغ بگوئيم اين هم در يک زماني که يك پشه از ديدگان افراد مخفي نيست مي‌گويند: حالا هر چي داري نگو «اُستُر ذهبک و ذهابک و مذهبک» اينرا داريم ولي نه اينکه چيزي را بيائيم دروغ بگوئيم، بگویی اين نيست در حاليکه باشد. اين کار را نکرديم، در حاليكه کرديم. مي‌دانند، يقين دارند، همه چي را مي‌دانند، عکس بر مي‌دارند، صوت برمي‌دارند، مکالمات را تشخيص مي‌دهند همه مسائل را، در عين حال صاف صاف بگوئيم اينطوري نيست!. اين است قضيه مطلب به اين کيفيت است چه جوري مي‌شود؟ واقعاً يعني چه جوري ما مي‌توانيم تبليغ کنيم؟. تبليغ اسلام را کنيم با اين وضعيت؟ آيا پيچيدگي شرايط زمان دروغ را بر ما حلال کرده است؟ مي‌گويند زمان با زمان گذشته فرق مي کند! درست است فرق کرده زمان پيچيده شده ولي آيا اين مجوز اين هست که ما دروغ بگوئيم؟ اين حکايت از اين مي کند که ما همه معيارها را در نظر مي‌گيريم ولي معيار ارتباط مطلب به عالم غيب را ما در نظر نمي‌گيريم اين را فراموش کرديم اينجا آن حرف مرحوم آقا براي ما خيلي تجلي مي‌کند و آن اين است که آنچه که موجب تبليغ اسلام است، احساس صداقت است آن تبليغ مي‌كند اسلام را. و الّا اگر قرار بر پنهان کاري باشد هم آنها بهتر از ما بلد هستند و هم آنها بهتر از ما کلک بلد هستند، ما کلک مي‌زنيم، ما هم به شما مي‌زنيم! خيلي خب مي‌نشينيم ما با شما حرف مي‌زنيم، از پشت دور می زنید مي‌رويد یک کار ديگر مي‌کنيد؟، ما هم بلد هستيم، داريد به ما ياد مي‌دهيد؟ ما خودمان ختم روزگاریم، ما به شما ياد داديم اينها را حالا داريد به ما بر مي‌گردانيد؟ حالا اين را زمان شاه بکند عيب ندارد خب بالاخره آنها خودشان مي‌گويند ما همين هستيم ديگر، وضع حکام و سلاطين این چنین است. اما بعنوان حکومت اسلام يعني ما به دنيا مي‌گوئيم: پيغمبر در ميان ما نيست، لکن به ما نگاه کنيد ببينيد پيغمبر کي بوده اين است معنايش!. به ما نگاه کنيد آن‌وقت بفهميد پيغمبر هزار و چهار صد سال پيش، دروغگو بوده، منافق بوده مي‌آمده يواشکي اين کار را مي کرده! شما در دينتان نيست که اغتيال نکنيد؟ «إِنَّ الْإِسْلَامَ قَيَّدَ الْفَتْك»1 آنوقت مي‌رويد فلان جا ترور مي‌کنيد و مي‌گوئيد اسرائيل هم ترور مي‌کند! مي‌گويد: خيلي خب تکليف معلوم شد. جواب اين است ديگر، خب اسرائيل هم مي رود آنجا ترور مي کند يکي ديگر هم مي‌رود در آنجا ترور مي‌کند! خيلي خب. پس از اول بيائيد بگوئيد: ما يکي هستيم مثل بقيه نه تبليغ اسلام مي‌کنيم نه هيچي، کارمان را انجام مي دهيم خيلي خب ديگر ما مشکل نداريم ما حالا ديگر با شما رفیقيم حالا تو بزن، ما هم مي‌زنيم هر کي زورش بيشتره پيش مي‌بره!! ديگر دم از خدا براي چي بزنيم؟ هم از يک طرف دم از خدا مي‌زنيم هم از يک طرف کاري که امروزه مي کنند آن کار را مي‌کنيم! اين دو با هم جور در نمي‌آيد، اين مسأله را ما بايد بفهميم و مطلب را ما متوجه بشويم. 

    1. 1- اصول كافي ج 7 ص 375