جلسه ۳
4آشیخ عبداللَه مامقاني مرد بزرگی بود و همان کسی بود که بعد از وقتی که خیلی از علما راجع به مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی نوشتند که این یک صوفی است و باید طرد شود و ایشان در جواب فرمود: که اگر صوفی آن است که جناب شیخ آخوند ملا حسینقلی دارد ای کاش خداوند من را یک صوفی قرار بدهد این کلام، کلام آشیخ عبداللَه مامقانی است و بعد از این دیگر دهان همه بسته شد نسبت به مرحوم آخوند ملا حسینقلی در نجف، و ایشان نوشته بود که فتوا بر وجوب داده و خودش در روز عاشورا قمه میزده بهمراه با قمه زنها و آن آقاي دربندي خب مسأله ندارد که از اول حسابش درست بوده و مشکلی ندارد ولی نسبت به شیخ عبداللَه من خیلی برایم تعجب بود حالا فتوای به استحباب را خیلی نقل کردند خلاصه این یک جزوه ای بود این آقای کرمی به من دادند و در قم پخش شده بود غیر از آن هم نوشته شده یک تقریبا حدود 25 صفحه ای بیشتر راجع به جواز اخراج دم حالا هم بوسیله سکّین باشد یا بوسیله هر چه میخواهد باشد در روز عاشورا جمع آوری شده استدلال قوی نیست ولی یک تتبعی کرده در این زمینه و یک نحوه استدلالی ضعیف است. اینهم ایشان ذکر کردند و مخالفتهای جدی دارد با این مطالب روز که دارد مطرح میشود، چه در سطح عوام و چه در سطح فضلا، یعنی در سطح افراد تیپهای ما، و علمای سابق فتوا میدادند بر وجوب زیارت سید الشهدا و لو با احتمال خطر، مرحوم آقا هم میگفتند حتی این مسأله را که بسیاری ولو با احتمال خطر وجوب زیارت سید الشهدا را علمای سابق فتوا میدادند و حتی در یک روایت که به امام صادق عرض میکنند که من دارم میروم برای زیارت احتمال دارد که سفینه غرق بشه «و بیننا و بین بحر و لیمکن ان تغرق السفینة» حضرت میفرمایند «و ان لا تحب ان تدخل الجنة» با این احتمال خطر حتی حضرت میفرمایند... یك وقت انسان یقین دارد خب آن را نمیگويند یقین داری برو، ولی خب احتمال غرق شدن در همه جا هست فقط این نیست که حالا ممکن است آدم مسافرت برود و این سفینه غرق بشود حضرت میخواهند بگویند که این رفتن با سایر جاها چه فرق میکند؟ دریا دریا است و مشیت و تقدیر هم که به دست خداست، خب حالا تو دیگر مسافرت نمیکردی؟ خواجه حافظ میگویند آمد دم دریا و ترسید و برگشت گفت که غلط کردم که یک موجش به صد گوهر نمیارزد ولی حالا این را تعریف میكنند ولی خب بالاخره افراد مسافرت دریائی دارند حالا قضیه زیارت امام حسین که پیش میآيد ترس از دریا میآيد توی سرشان!.

