جلسه ۳
6چند تا از روایتها را خواندیم یک روایت را که ٍ «عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَه عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَه عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا فَقَالَ مَا يَقُولُ النَّاس؟»1 مردم چه میگویند راجع به این مسأله راجع به این استطاعت نظر مردم چیست؟ خود امام ميپرسند آن موقع هم مثل اینکه یك همچنین شبهه ای بوده که آیا این استطاعت به هر نحویست؟ و به هر کیفیتی است؟ تازه در آن موقع نظر شديدتري بوده «فَقُلْتُ لَهُ »گفته شد که مردم میگویند: «الزَّادُ وَ الرَّاحِلَة»2. همین زاد و راحله داشته باشه تمام است دیگر، قوت عیال و اینها را نگفته این راوی که آیا او قوت برای عیال را داشته یا نداشته همین قدر که زاد و راحله داشته باشد، حالا زن و بچه ات هم گرسنه ماندند که ماندند آن موقع حتی این برنامه بوده یعنی متفاهم اینقدر شدید بوده، حالا الان میگویند که طیاره 747 باید باشد و الا بخواهد با طیاره های دیگر باشد استطاعت ندارد البته با وضعیت فعلی شاید که هر روز به یك جایی میخورد یا به کوه میخوره یا به... البته بعد هم میگویند خبط خلبان بوده خلبانهای بیچاره، «کوه آمده جلو» بله این میشود کوه نقل مکان کرده و باعث این قضیه شده چندی پیش بود یك قضیه اتفاق افتاده عکسش را هم ما دیدیم گفته بودند که وضعیت مناسب نبوده ولی باید برود و می افتد زمین لیکن مثل اینکه برای مسافرهاش چیزی پیش نیامده بود ولی داشت آتش میگرفت و میرفت هوا خلاصه اینها هیچ اشکال ندارد مسأله ای نیست اموال بیت المال به این کیفیت برود هوا اشکال ندارد.
«فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَه عليه السلام قَدْ سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام عَنْ هَذَا» از امام باقر راجع به این قضیه استطاعت سوال کرد «فَقَالَ هَلَكَ النَّاسُ إِذاً» اینجوری اگر باشد که مردم ميگويند، زن و بچه ات میمیرند اگر تو فقط زاد و راحله داشته باشی. «لَئِنْ كَانَ مَنْ كَانَ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ قَدْرَ مَا يَقُوتُ عِيَالَهُ وَ يَسْتَغْنِي بِهِ عَنِ النَّاس» فقط به همان مقداری داشته باشد که عیالش را بخواهد بدهد و آنهم بردارد برود صرف حجش کند دیگر برای آنها چیزی نمیماند. «فَقِيلَ لَهُ فَمَا السَّبِيلُ،» استطاعت« السَّعَةُ فِي الْمَالِ» را میگویند به این نحو که «إِذَا كَانَ يَحُجُّ بِبَعْضٍ وَ يُبْقِي بَعْضاً لِقُوتِ عِيَالِهِ» بعضی را حج میکند و بعضی را نگه دارد «أَلَيْسَ قَدْ فَرَضَ اللَه الزَّكَاةَ فَلَمْ يَجْعَلْهَا إِلَّا عَلَى مَنْ يَمْلِكُ مِائَتَيْ دِرْهَمٍ»3 از اینجا استفاده میشود که آن استطاعت یعنی همین مسأله استطاعت عرفی نه زائد بر آن متفاهم عرفی در عرف وقتی که بخواهند مسافرت کنند قوت عیال را نگه میدارند بعد مسافرت میکنند همینطور سر را نمیاندازند پائین بروند، مسأله حج هم بهمین کیفیت است گرچه در آنموقع آنها این مسأله را یك مقداری شدیدتر در نظر میگرفتند که حتی بدون قوت عیال هم مسأله را به استطاعت بر میگرداندند ولی امام در اینجا میفرماید نه قوت عیال باید در اینجا محفوظ باشد و باید یک فقیه و مجتهد این را در نظر داشته باشیم، همیشه یک مجتهد وقتی که فتوائی میخواهد بدهد باید خود را در حال و هوای آن موقع فرض کند، که در آن موقع این مفهوم در چه حال و هوایی در بین افراد و بین اصحاب امام علیه السلام بوده و در بین عرف این مفهوم چه جایگاهی داشته چه موقعیتی داشته؟ آیا وقتی که انسان این مسأله را ببیند این روایات را...
- 1و2- وسايل الشيعه ج 11 ص 37
- 1- وسايل الشيعه ج 11 ص 37

