جلسه ۱
5این را من فقط خواستم که رفقا این مطلب را در نظر داشته باشند که الان و همین طور بعدها هیچ وقت این مطلب را از نظر دور نکنند، بله نسبت به کتابهای مهمتر مثلا مسالک یا مدارک و آن کتب مفصل مثل جواهر، حدائق یا مثل مصباح الفقیه و امثال ذلک اینها کتبی است که انسان باید اینها را مدّ نظر قرار بدهد. نه دیگر مثل عروة و کتب مانند آن که مال عوام است.
تلمیذ: سیدنا، بنظرکم کیف یکون إخراج الکلّیّات من الکتب بالنسبه الی الحاجّ؟! هل ألافضل أن نرجع الی الروایات و نستکشف المطالب الکلیّة الّتی طرحها الامام أو أنه لا، و نفعل کما فعل المحقّق صاحب الشّرایع و فصّل الاحکام تفصیلا؟
استاد: لا هذا أحسن! لأنّ صاحب الوسائل علی اعتقاده و علی طریقته رتّب کتابه بهذا الترتیب و لکن هذا المحقّق یکون افضل منه بکثیر!
تلمیذ: هل لکم تقسیمٌ خاص بالنسّبة الی الحجّ و لو ورقة فی طریقة التقسیم؟!
استاد: ان شاء اللَه فی ذاکرتی شیء، سأرتّبُهُ لکن فی هذا الاسبوع ظاهرا لیس لی مجال و ان شاء اللَه یوفقنا…
تلمیذ: این کتب نیز، فهم استنباطی آنها از روایات و آیات میباشد؟!
استاد: ببینید آنها نیامدند برای عوام بنویسند آنها آمدند این کتاب را برای اهل علم نوشتند، صاحب مدارک نیامده این کتاب را بنویسد که در دهات و در خانه های مردم برود، آمده مطلب را از آن بالا و از آن جهات فقهی و استدلالی خودش بحث کرده، ولی صاحب عروه آمده مسئله گفته است لیکن مسئله را عربی گفته است، یعنی هیچ فرقی بین عروة و توضیح المسائل نیست! شما یک عروة جلویتان بگذارید و یک توضیح المسائل آقای گلپایگانی را جلویتان بگذارید هیچ فرقی نمیکند. لذا میبینید آقای گلپایگانی برمیدارد آنجا حاشیه میزند؛ هیچ کدام اینها نیامدند، دلیل بیاورند مدرک ذکر کنند و مسئله گفتن برای افراد فرق میکند تا این که صاحب مدارک بیاید مطلبی را نقل کند و بگوید که لروایى خبر عبداللَه بنسنان!

