اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱

0
فقه

مقدمه در طریقۀ بحث خارج فقه - شروع سال تحصیلی 1428 ـ 1429

نسخه عربی

جلسه ۱

9
  • تلمیذ: سیّدنا! فی المسائل الحقوقیّة أی قانون المدنی و الفقه المدنی، کأنّه المکلّف غیر موجود و الکون لیس فیه مکلّف، و فی الأبواب الجزئیّه لایتعّرضون للمکلّف بل یتعرضون للفکرة مع شروطها و تعریفها و لوازمها الذاتیه و السمهوری کذا یبحث فی المسائل و کما تتفضّلون أنه آخّر للعمر و أوسع.

  • استاد: نعم نعم

  • بسیاری از مسائل و احکام جزئیه‌ای را که شما می‌بیند و احکام همه اینها سلیقه‌ای است، اصلا هیچ وجود خارجی ندارد سلیقه‌اش اقتضا کرده که مثلا... همه اینها سلیقه‌ای است اصلا هیچ اصلی در خارج ندارد هیچ چیزی در خارج نیست، حالا در این حج می‌رسیم، همین مسأله انطباق شانه با بیت، اصلا ما چیزی در روایات نداریم، این یکی. 

  • تلمیذ: این مطلبی که شما فرمودید من منظورم همین بود که متن را گفتید که فرقی نمی‌کند، این را حتی به قدما هم سرایت بدهیم یعنی فرض بکنیم که اصلاً هیچ مجتهدی نبوده، هیچ استنباطی نبوده و مثلاً ما اولین هستیم، منظورم همین بود؛ بعد آن وقت یک بار فکر می‌کردم و با دوستان صحبت بود که چرا الان اجتهاد این قدر فاصله افتاده و دیر شده؟! علتش این بود که اقوال متعدد شده یعنی آنها تأثیر گذاشتند 

  • استاد: بله مثلا به جای این که به اصل بپردازند وقتش را دارد به حرفهای این و آن می‌گذراند، حرف هم که یکی دو تا نیست! 

  • تلمیذ: منتهی، مطلب این است که امام علیه السّلام باز این روایات را برای مجتهد بیان نکرده است؟!

  • استاد: نه، امام حکم اللَه را گفته است. 

  • تلمیذ: خب برای کی بیان کرده است؟!

  • استاد: برای هر کسی که هست.

  • تلمیذ: خب او مجتهد نیست که بخواهد این طور بفهمد؟! یعنی این گونه می‌خواهم عرض ‌کنم که فهم خودمان را نسبت به روایات، فهم عرفی قرار بدهیم؟ یا فهم استنباطی قرار بدهیم؟

  • استاد: ببینید ما آن را که مقصود و منظور امام است به میزان سعۀ‌ وجودی خودمان باید برسیم، امام علیه السّلام مطالب را مختلف بیان کرده است، مثلا راجع به امام رضا داریم که حضرت راجع به قضیه غذای اکل از چیز کفار و مسیحیان و اهل کتاب، در آنجا حضرت می‌فرمایند: خب نظر توچیست؟ راوی یک حرفی می‌زند، بعد حضرت می‌خندند و هیچ جوابی نمی‌دهند، چرا جواب نمی‌دهند؟! بعضی می‌گویند خب تقیه بوده، ولی بعضی این را می‌فهمند که حضرت نظرشان این است اما نمی‌خواهند بگویند، حضرت فقط می‌خندند، روایت مذکور راجع به قضیه نکاح با اهل کتاب یا أکل و مآکله با اهل کتاب است در آنجا هست، حالا خودتان مراجعه کنید، آن طور که یادم است حضرت تبسم می‌کنند؛ و می‌گویند: اینها چه می‌گویند؟ می‌گوید: نزدشان اشکال ندارد.