جلسه ۱
7خلاصه؛ مطلب این است که در این بحث، آن شخصی که بحث میکند طبعا نظرات خودش را میآید مطرح میکند و ورود و خروج منطبق با ذهن خودش را میآید مطرح میکند و الا معنا ندارد که شخصی فکر خاصی داشته باشد و بعداً قضیه سر از جای دیگری بخواهد دربیاورد ولی صحبت در این است که خصوصیت بحث خارج مخصوصا مسألۀ فقه این است که آن چه را که انسان از قواعد کلیه چه فقهیه چه اصولیه، آن چه را که در نظر دارد و به دست آورده است برای استخراج احکامیکه از نصوص باید این احکام دربیاید او را به کار بگیرد، هر چه میخواهد باشد، برائت میخواهد باشد استصحاب باشد، قاعدۀ لاضرر میخواهد باشد، قاعدۀ لاتعاد باشد هر چه را که میخواهد باشد بیاید آنها را برای آن مورد خاص به کار بگیرد تا بتواند این مطلب را ثابت میکند، چه بسا استنباطی که برای شخص حاصل میشود آن استنباط نباشد؛ افرادی که سابق در بحثها شرکت میکردند اینها نظرات فقهی خودشان را پای عروه مینوشتند و میآمدند این طور نیست که انسان بیاد و بماند و صبر کند که تا ببیند که سالهای دیگر چه خواهد شد! انسان در هر موردی باید نسبت به آن نظری که به فهمش میرسد بایست کاملا حول و حوش قضیه را استقصاء کند تا این که بهتر بتواند به نتیجه برسد، و خب البته در این جا هم خود کیفیت مباحثه فرق میکند مثلاً بحثهایی که میگویند اگر پنجاه سال بحث کند افرادی که به آن بحث هستند اینها خب شاید به نتیجه نرسند یا مثلاً مرحوم فشارکی وقتی که سه سال بحث میکرد شاگردان او مجتهد بودند اینها کیفیت بکارگیری و نحوۀ ورود و خروج در بحث است و همین طور رعایت نکات و بزنگاههای مسأله، که چه نحوه انسان میتواند یک حکم را از نصوص استخراج کند؛ اینها مطالبی است که موجب اختلاف بین افراد است و الّا خب آدم بلند شود و بیاید به جای این بحثها توضیح المسائل بخواند و اینگونه درسها، درس خارج نیست، درس خارج و بحث خارج این است که انسان فرض میکند که هیچ فقیهی تا به حال بعد از ائمه نیامدۀ و السلام نامه تمام، نه شیخی آمده نه علامه آمده، ما هستیم و این روایات و آیات و از کتاب الهی ما میخواهیم استنباط کنیم.

