جلسه ۱
13استاد: خب بله، آن به خاطر این است که اصل و اساس و روش اصلاً به طور کلی تغییر کرده است و آن دیدگاه عوض شده است و سیر بحثها همه، سیر بحث هایی است که آن به این جا انسان را نمیرساند.
شما ببنید دو تا فقیه، یکی میآید فتوا میدهد بر این که همان عرفات کفایت میکند «و الحج عرفة، من ادرک العرفة فقد ادرک الحج» یکی این است خب این بر یک اساس است، روایاتی را بیان کرده که گفتهاند: «من ادرک العرفة فقد ادرک الحج» یک فقیه دیگر مثل آقای صافی میگوید نه، کسی که مشعر را درک نکند حج او باطل است باید انجام بدهد هم ادراک عرفه لازم است هم ادراک مشعر لازم است. خب ایشان نظرشان این است. چرا؟ به خاطر این که روایات راجع به مشعر به نحوی است که استفاده رُکنیّت از آنها میشود.
حالا آن که گفته «من ادرک العرفة ادرک الحجَّ» آن هم بر دو قسم است: یکی همین که خشک آمده نگاه کرده، و قبول کرده یکی رفته فهمیده که چرا «من ادرک العرفة فقد ادرک الحج» آن دومی در حوزه نیست آن کسی که قضیه را بفهمد و عرفه را درک کند و بداند که چرا امام فرموده است: «من ادرک العرفة فقد ادرک الحج» آن سیر حوزه به این کیفیت نیست، این را قبول داریم و خب باید این مطالب را در جای دیگری به دست آورد.

