جلسه ۱۰
5با این کیفیتی که داریم بیان میکنیم مثل اینکه تکلیف قضیه معلوم است،
جواب: فقیه؟ داریم آقا، داشتیم.
سوال: ؟
در همان صائناً لنفسه دم شتر به زمین میرسد آقاجان! همین طوری یک فاما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه شنیدیم! حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه، اوه اوه اوه! چند شب پیش یک قضیه برایتان تعریف کردم سید یزدی و آقا میرزا محمد تقی شیرازی، بفرمایید حالا کدام یکی از اینها مخالفاً علی هویٰ بودند؟ هم آن میگوید من مخالفاً علی الهویٰ هستم، آن بنده خدا نمیگفت من مخالفاً علی الهویٰ هستم، آن که دارد رساله میدهد، آن که دارد خودش را مطرح میکند، آنی که مسئولیت حفظ دماء و اعراض و نفوس و اموال مسلمین را متعهد شده و دارد میگوید من مخالفاً علی هویٰ هستم این است؟ مسئله این است؟
فوت مرحوم آقای حکیم بود ما در یک مجلس فاتحهای در طهران شرکت کرده بودیم آن منبری این را میخواند و اما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه... و چه و چه، بعد شروع کرد اینها را همه را منطبق بر آقای حکیم کردن. خلاصه خدا رحمت کند مرحوم آقای حکیم را، تا حدودی آدم چیزی بود اما نه اینکه مخالفا علیٰ هویٰ، در یک مجلسی که در نجف بعد از آقا سید ابوالحسن اصفهانی تشکیل شد در آن مجلس کسی گفته بود که آقا شما نمیدانید که آقای حاج شیخ حسین حلی اعلم است و باز در عین حال مسئلۀ خودتان را مطرح میکنید؟ ایشان هیچ جواب نداده بودند. مرحوم آقا میفرمودند مسئلۀ اعلمیت آقا شیخ حسین حلی بر آقای حکیم اظهر من الشمس بود در نجف، اظهر من الشمس بود و خود اطرافیان آقا شیخ حسین حلی برای مرجعیت ایشان اقدام میکردند ولی آقای حکیم و اطرافیانش مرجعیت را گرفتند. وقتی گرفتند آقا شیخ حسین حلی گفت از این به بعد اقدام برای مرجعیت من شرعاً حرام است. نگاه کنید چقدر مرد بزرگی بود! چقدر مرد بزرگی بوده! مثل اینها دیگر کجا پیدا میشوند؟ در حالی که قطعا اعلم بود از آقای حکیم، تقریراتشان را نگاه کنید ربطی ندارند به همدیگر، نائینی را که استادش بود میمالد میگذارد کنار! و اما کلام محقق نائینی ففیه اشکالات اثنی عشر! دوازده تا شروع میکند یک دو سه چهار...، خریت بود ولی میگوید از این به بعد دیگر شرعاً حرام است. چرا؟ چون اقدام برای مرجعیت ما مقابلۀ با مرجعیت یک فقیه است و این بر اسلام ثُلمه وارد میکند، لذا کشید کنار، کشید کنار و بعد هم رفت در مجلس استفتاء آقای حکیم به استفتاء آنها جواب میداد، اینقدر! خیلی است آقا! چه کسی میتواند این کارها را بکند؟ در عین حال این مرد بزرگ وقتی به این روایت میرسید میگفت کجا ما میتوانیم به این مقام برسیم؟ همین من کان من الفقهاء...، این با این بیهوایی اش گفت کجا ما میتوانیم به یک همچنین مقامهایی برسیم؟ کجا میتوانیم؟

