جلسه ۹
8ما اگر این قضیه را بدانیم چه متوجه میشویم؟ متوجه میشویم عمل سید یزدی از روی هوای نفس بوده و مشمول این آیه خواهد شد، هر کسی میخواهد باشد باشد! برو برگرد هم ندارد. مرحوم میرزا محمد تقی خلاف این قضیه، تا دید مسأله این طور است نایستاد، پافشاری نکرد، فوری برگشت. چرا؟ چون اختلاف در صفوف مسلمین را حرام میداند و آمدن خود را در نجف موجب این اختلاف، چون میداند که بیاید در نجف سید یزدی آرام که نمینشیند شروع میکند به فساد و به تبلیغ بر علیه او و خدا میداند چه آبروریزی میشود! لذا بدون سر و صدا برمیگردد در کربلا و در آنجا به کار خودش میپردازد. این را میگویند فردی که از هویٰ گذشته است. تازه این حداقل قضیه است ها! نقطهی اول است نه اینکه حالا تصور کنید مسأله تمام است. این دیگر اولین نقطهی قابل قبول بودن مطلب هست.
و ما نظیر این مسأله را در جریان مشروطه در افراد کاملاً مشاهده میکنیم. خط خط تاریخ مشروطه گواهی میدهد که صدی نود و نه مطالبی که در آن موقع مطرح میشد از روی هوای نفس بوده نه از روی واقع! همهی اینها! بروید تاریخ مشروطه را مطالعه کنید، نامههایی که توسط افراد به یکدیگر فرستاده شده را بروید ببینید، از نجف نامههایی که فرستاده شده، مطالبی که گفته شده، جلساتی که برقرار شده، بروید همه را مطالعه کنید دیگر، از خودمان که در نمیآوریم. اتفاقاً یک وقتی ما برای این مطالب سرمان درد میکرد، من تاریخ مشروطه را خیلی...، هر چی کتاب دربارهی مشروطه گیرم میآمد میخواندم. یک وقت در این چیزها خیلی وقتمان، عمرمان را تلف کردیم، یک دهمش بیشتر لازم نبود. دیگر خصوصیات، مسائل، خیلی چیزها گیرمان آمد. واقعاً تاریخ مشروطه حجة لمن کان له عقل و هو القسم و هو شهید! کفایت میکند. کسی که برود بخواند و ببیند که چه اوضاعی پیش آمد؟!

