اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹

0
فقه
جلسات

کیفیت اطاعت و انقیاد در آیات قرآن (2)

نسخه عربی

جلسه ۹

7
  • یزید بعد از جریان کربلا وقتی که دید زمزمه شده، دستور داد که همین قرآن را جزء جزء کردن- این قرآن‌هایی که الان در مجالس فاتحه است از زمان یزید است- قرآن را جزء جزء کرد هر جا می‌دید چند نفر نشستند دارند صحبت می‌کنند مأموران یزید یک قرآن می‌دادند و می گفتند بنشینید به جای حرف زدن قرآن بخوانید! این قرآن جزوه‌ای ما در فاتحه‌‌ها از زمان یزید است، این را بدانید. قبلاً آن موقع این حرف‌ها نبود، قرآن دسته بود. یک تکه می‌دادند به جای صحبت کردن راجع به جریانات و حوادثی که اتفاق افتاده بنشینید قرآن بخوانید! بعد از آن زمان دیگر رسم شد که قرآن‌ها را تکه تکه می‌کردند. حالا اگر بیاید کلام خودش را بگوید قبول نمی‌کنند، قرآن می‌دهد دست مردم برای اینکه در این قرآن دادن حق را بپوشاند، صدای امام حسین را خفه کند، برای این قرآن می‌دهد، حق، برای خفه‌ کردن صدا! ببینید حق با باطل. باطل اگر بخواهد در یک زمینه رشد کند باید در آن زمینه حقی هم در کنار او وجود داشته باشد تا اینکه بتواند باطل روی پای خودش بایستد و الا از بین می‌رود. بالاخره مردم هم یک معتقداتی دارند خب چقدر صبر کنند؟ چقدر تحمل کنند؟ شیطان با این باطل می‌آید آنها را در معتقدات خودشان در همان زمینه نگه می‌دارد، متوقف می‌کند.

  • وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوىٰ پیغمبر ما از روی هویٰ حرف نمی‌زند، پس یعنی چه؟ اطاعت از فردی لازم است که آن فرد از روی هویٰ حرف نزند. پس بنابراین تا فرد در هویٰ باشد و در نفس باشد اطاعت انسان از او شرعاً حرام است، در نفس باشد و در وضعیت نفسانی قرار گرفته باشد، در موقعیت نفسانی قرار گرفته باشد.

  • مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی فرد از هویٰ گذشته‌ای بود. علمای نجف ایشان را دعوت کردند برای ریاست نجف که ایشان از کربلا بیاید در نجف. ایشان نمی‌آمد. بالاخره گفت یک دهه را می‌آیم ببینم، امتحان کنم، ببینم قضیه چیست. یک دهه آمد در نجف. همه‌ی افرادی که در صحن بودند و نماز می‌خواندند یا افرادی که در مساجد نماز می خواندند نمازشان را تعطیل کردند برای شرکت در نماز جماعت مرحوم میرزا محمد تقی، این قضیه را یک دفعه گفتم، آمدند در آنجا و نماز شروع کردند. در صحن سید محمد کاظم یزدی نماز می‌خواندند. می‌گویند جمعیت به نحوی آمده بود که گازانبری جمعیت سید محمد کاظم، صاحب عروه را محاصره کرده بود که او در وسط قرار گرفته بود در صحن امیرالمومنین. سید یزدی با این وجود نماز را ترک نکرد و آن شب نماز خواندن سید یزدی در صحن با حضور مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی صورت بد و زشتی پیدا کرد! خیلی زننده بود! فردا شب که شد باز سجاده‌ی میرزا را انداختند در آن جلو محاذی با قبر که مرحوم میرزا جلوتر از بدن مطهر نماز نمی‌خواند، هر چه صبر کردند دیدند نیامد. نماز مغرب نیامد نماز عشاء شد نیامد و مردم ناراحت شدند چه قضیه‌ای اتفاق افتاده؟ این همه جمعیت منتظر هستند، همه نمازهایشان را تعطیل کردند آمدند، شخصی آمد خبر داد که میرزا برگشته به کربلا و در نجف نمانده! خیلی این قضیه عجیب بود برای افراد! دو سه روز بعد به واسطه‌ی بعضی از افرادی که متصل به بیت مرحوم سید یزدی بودند خبر فاش شد که ایشان فردا صبح آن شب اطلاع داده به میرزا شما شقِّ عصای مسلمین را نکنید با اقامه‌ی نماز خودتان و آمدن به نجف! ایشان هم از همانجا برگشته کربلا!