جلسه ۹
6هویٰ یعنی شیطان، هویٰ یعنی ابلیس، هویٰ یعنی خلط مجاز با حقیقت و هویٰ یعنی آمیختهای از باطل با واقعیت. و این را هم ما باید در نظر داشته باشیم که هر جا که بخواهد باطلی بیاید باید در آنجا حقی هم وجود داشته باشد و باطل بدون حق نمیتواند نُضج پیدا کند، همیشه باطل در کنار حق تحقق پیدا میکند. فردی که میخواهد یک باطلی را مطرح کند باید چند تا حق را در کنارش قرار بدهد و الا آن باطل رشد پیدا نمیکند. شیطان وقتی میخواهد باطل را در انسان جلوه بدهد باید ظاهر حقی را هم در کنارش بگذارد، باید مجلسی را بگذارد در کنارش، مجلس عزایی، در کنار مجلس عزا آن باطل بیاید رشد داشته باشد. آن کسی که میخواهد بر خلاف، سخن بگوید باید لباس رسول خدا و لباس اهل علم را بپوشد. ببینید حق! ها! لباس در کنارش میشود باطل. مجلس مجلس حق، مجلس سیدالشهدا ولی در کنارش باطل. ابوحنیفه که میخواهد در کنار امام صادق عرض اندام کند باید از احکام شرع بگوید و احکام رسول خدا را بیان کند تا بتواند در کنار امام صادق قد عَلَم کند و الا نمیتواند. این ابوحنیفه اگر بخواهد از پیش خودش حرف بزند راجع به مسائل خلاف، کسی دنبالش نمیرود. میآید مجلس درس باز میکند و روایت از رسول خدا میخواند، در کنار روایت از رسول خدا مطالب خلاف خود را القاء میکند! این میشود رشد باطل در کنار حق. هر جا که بخواهد باطل رشد کند باید در کنارش یک حقی باشد که به واسطهی آن حق پوشش و ستاری فراهم بشود برای مردم عوام. این نکته نکتهی خیلی مهمی است ها! نکتهای است که علمای اخلاق به این مسأله خیلی توجه میکنند.
عمر اگر بخواهد با امیرالمومنین در بیفتد باید نان و پیاز بخورد، باید در نماز شرکت کند، باید به نماز جمعه برود تا بتواند با علی دربیفتد و الا نمیتواند. اگر ابوبکر بخواهد با علی مخالفت کند باید به منبر رسول خدا برود، مردم این را بالای منبر رسول خدا ببینند، خیلی مهم است ها! اینها شوخی نیست! باید بیاید و گریه کند و نان و پیاز و سیب زمینی بخورد، باید بیاید و نماز جمعه تشکیل بدهد و نماز جمعه را دو رکعت بخواند نمیشود بیاید و به جای نماز جمعه به مردم بگوید شروع کنید به رقصیدن! مردم تعجب میکنند! مردم قبول نمیکنند. باید بیاید دعوت به قرآن کند.

