جلسه ۹
5از آن طرف با توجه به این دو نکته؛
یکی اینکه اطاعت عقلاً و نقلاً باید منحصر باشد در ذات پروردگار، این یک مطلب.
مطلب دوم اینکه [امر و دستور] خدای متعال و همین طور حکم عقل بر متابعت از علم است.
از این دو قضیه ما نتیجه میگیریم احکامی را که یک فرد باید مورد عمل قرار بدهد، باید آن احکام علمی باشد، یعنی باید قطع به صحت آن احکام داشته باشد و صحت آن احکام مساوی است با انتساب آن حکم به ذات پروردگار. یعنی وقتی که مسألهی استناد حکم از ذات پروردگار عقلاً و نقلاً واجب است و از طرف دیگر متابعت از ظن حرام است شرعاً و عقلاً، به هر دو، و حکم عقل به متابعت از واقع هست، وقتی این دو مسأله را انسان توجه کند از نقطهی نظر حمل، حمل شایع صنایی نه حمل اولیهی ذاتی، به حمل شایع صنایی هر علمی مساوی استناد به ذات پروردگار است و هر چه مستند به ذات پروردگار است مساوی با علم است، به حمل مصداقی و به حمل شایع صنایی.
پس بنابراین باید از این به بعد بحث روی این مسأله قرار بگیرد؛ کدام حرف و کدام کلام علم آور است و کدام کلام از ناحیهی ذات پروردگار است؟ اینجا نقطهی عطف برای بحث ماست، یعنی بحث از این نقطه نظر تمام شد.
آیهی شریفه میفرماید: وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوىٰ ﴿النجم، ٣﴾ إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ ﴿النجم، ٤﴾ در خطاب به رسول خدا میفرماید؛ کلام رسول ما کلام از روی هویٰ نیست. شما مشرکین که دارید به پیغمبر توجه میکنید چرا به کلام او عمل نمیکنید؟ چرا؟ چون پیغمبر را مانند یکی از افراد خودتان میدانید. در عالم تخیل و در عالم تصور چون پیغمبر را مانند خود میدانید لذا به کلامش عمل نمیکنید، به کلامش ترتیب اثر نمیدهید. در اینجا خداوند متعال پیغمبر را از دایرهی سایر افراد بشر خارج میکند و کلام رسول خدا را کلام خارج از هویٰ تلقی میکند. پس بنابراین کلامی را که باید مورد توجه قرار بگیرد و به آن کلام عمل بشود کلامی است که از روی هویٰ نباشد. اگر فردی آمد و در دایرهی هویٰ قرار گرفته باشد، در دایرهی نفس قرار گرفته باشد و در دایرهی آمال و خصوصیات نفسانی، کلام او شرعاً مورد امضاء نخواهد بود هر کسی میخواهد باشد و به هر وضعیتی که میخواهد باشد. کلامی از ناحیهی شرع مورد امضاء است که خارج از هویٰ باشد نه اینکه آمیختهی با هویٰ باشد.

