جلسه ۹
4حکم عقل اقتضا میکند که انسان در مرتبهی عمل بر اساس یقین باشد. کلام خدای متعال هم به همان تأسی و استناد حکم عقل است نه اینکه کلام کلام جدیدی باشد. بر فرض هم که حکم تأسیسی باشد خب این از ناحیهی پروردگار است. پس بنابراین وَ لاٰ تَقْفُ مٰا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ، وَ لاٰ تَقْفُ به معنای حرمت موافقت و متابعت گمان است که انسان بالاترین مرتبهی از مراتب تعلق است و از مراتب نفس است مگر اینکه او به مرتبهی علم برسد. این آیهی شریفه نسبت به این قضیه.
آیهی دیگری که نسبت به این مسأله داریم: إِنْ هِيَ إِلاّٰ أَسْمٰاءٌ سَمَّيْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُكُمْ مٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ وَ مٰا تَهْوَى اَلْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ اَلْهُدىٰ ﴿النجم، ٢٣﴾ آیهی بسیار عجیبی است. إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ اینها فقط از گمانهای خودشان تبعیت میکنند، ظن، نسبت به مسأله علم ندارند. و اگر واقعاً ما بخواهیم دقت کنیم میبینیم نود و نه درصد نود و هشت درصد از ارتباطات ما همه بر اساس گمان است! تمام کارهایی که ما انجام میدهیم همه بر اساس تخمین است! اصلاً بدون اینکه تحقیق کنیم یک مطلبی را قبول میکنیم! یک چیزی را که به نظر میرسد میپذیریم در حالتی که اگر نسبت به آن قضیه از ما سوال بکنند ما نمیتوانیم پاسخگوی کلام خودمان باشیم. وَ مٰا تَهْوَى اَلْأَنْفُسُ آنچه را که نفسهای اینها آرزو میکند، میخواهد، میل دارد، هوای نفس در آن هست إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ وَ مٰا تَهْوَى اَلْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ اَلْهُدىٰ در حالتی که هُدیٰ از ناحیهی پروردگار آمده در یک چنین ظرفی إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ. پس بنابراین در این آیهی شریفه هم متابعت از ظن را نهی میکند و انسان را به علم وا میدارد. این از یک نقطهی نظر که خب این آیات هم باید مورد توجه قرار بگیرد.

