جلسه ۹
2تا این جا این آیاتی بود که دلالت بر انحصار میکرد و دیگر بیش از این هم ضرورتی ندارد چون اگر ما بخواهیم نگاه کنیم در قرآن کریم، یک حقیقت را در قرآن کریم پیدا میکنیم و آن مسألهی انحصار همهی شوائب وجود در ذات پروردگار است بدون دخالت فردی دیگر ولو آن فرد رسول خدا باشد. خدای متعال در ذات کبریائیت خود غیر را راه نمیدهد ولو اینکه پیغمبر باشد ولو اینکه امام زمان باشد. اطاعت باید منحصر به ذات اقدس پروردگار باشد نه فرد دیگر مطلقا و این مسأله که همان عبارت است از مسأله و حقیقت توحید، در همهی آیات قرآن این مطلب به گوش میخورد و عجیب اینجاست که با دقت در آیات قرآن ما به این نکته میرسیم که مسألهی توحید یک مسألهی تکوینی و واقعی است و همهی انبیاء هم به همین مطلب دعوت کردند و هر کدام از انبیاء که خواسته کمترین و سر سوزنی از این قضیه تخطی کند با قهر الهی مواجه شده و خداوند متعال در لابهلای کلمات خودش نسبت به این کلام اشارات بسیار دقیقی در آیات قرآن دارد که خلاصه درجات انبیاء به واسطهی این آیات مشخص میشود.
بناءً علی هذا این انحصار اطاعت و انقیاد از ذات پروردگار، این بر اساس حکم عقل و منطق و بر اساس حکم نقل که از ناحیهی شارع رسیده است استوار است. پس دو اصل در اینجا شکل میگیرد:
اصل اول اینکه عقلاً اطاعت انسان از هر فردی باطل و منحصر به ذات اقدس پروردگار است.
اصل دوم اینکه هر حکمی که از ناحیهی پروردگار بیاید آن حکم از ناحیهی شارع مورد امضا است.
یعنی اصل اول به عمل ما برمیگردد و اصل دوم به عمل خدا برمیگردد. در اصل اول جنبهی حجیت به اختیار و به ارادهی مکلف است. اطاعت ما در مقام انقیاد از هر فردی باطل است الا از ذات پروردگار. این اصل اول، اصل عقلایی. اصل دوم اینکه هر حکمی که به انسان برسد آن حکم باطل است مگر اینکه از ناحیهی پروردگار باشد. یعنی آن حکمی ممضی است از ناحیهی پروردگار که فقط از ناحیهی او باشد و بس. این دو اصل دو محور اساسی برای بحث ماست.

