جلسه ۹
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
در جلسهی گذشته راجع به بعضی از آیات قرآن که دلالت بر انحصار اطاعت و انقیاد را از ناحیهی پروردگار میکرد اشاراتی شد و تتمهی آن مطالب آیاتی است که در آن آیات انبیاء فقط و فقط علت رسالت و تبلیغ خود را اطاعت از پروردگار میخواندند و دعوت به سوی او قرار میدادند، مانند آیات مربوط به حضرت نوح یا حضرت شعیب که خب دیگر گفتن ندارد و همین طور آیات مربوط به حضرت عیسی و موسی که دارد: وَ إِذْ قٰالَ اَللّٰهُ يٰا عِيسَى اِبْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّٰاسِ اِتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلٰهَيْنِ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ قٰالَ سُبْحٰانَكَ مٰا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مٰا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مٰا فِي نَفْسِي وَ لاٰ أَعْلَمُ مٰا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاّٰمُ اَلْغُيُوبِ ﴿المائدة، ١١٦﴾ که در تمام این آیات وجههی حرکت و رسالت انبیاء فقط در اطاعت از پروردگار منحصر میشود و بس و هیچ نوع اختیاری برای خود در این زمینه قائل نیستند. نسبت به این مسأله آیهای هست بسیار شدید راجع به رسول خدا که میفرماید وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنٰا بَعْضَ اَلْأَقٰاوِيلِ ﴿الحاقة، ٤٤﴾ لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ﴿الحاقة، ٤٥﴾ ثُمَّ لَقَطَعْنٰا مِنْهُ اَلْوَتِينَ ﴿الحاقة، ٤٦﴾ فَمٰا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حٰاجِزِينَ ﴿الحاقة، ٤٧﴾ تَقَوَّلَ به معنای نسبت دادن امری است از امور به شخص قائل. وقتی که قائل مطلبی را نگفته است ما از ناحیهی قائلی، از ناحیهی فردی مطلبی را به او نسبت بدهیم، می شود تَقَوَّل . یک وقت میگوییم قال زید کذا یک وقتی میگوییم تَقوَّل زید کذا یعنی از خودش درآورد، حرف را از خودش درآورد، من تلقاء نفسه بود این مطلبی را که او از خودش مطرح میکند. در اینجا خداوند متعال عین کلامی را که رسول خدا میگوید آن کلام را از خود تلقی میکند و نسبت تَقَوَّلَ را از او برمیدارد.

