اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸

0
فقه
جلسات

کیفیت اطاعت و انقیاد در آیات قرآن (1)

نسخه عربی

جلسه ۸

9
  • آیات دیگری در این زمینه دارد که یکی از آن آیات آیه‌ی شریفۀ قٰالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿ص‌، ٨٢﴾ إِلاّٰ عِبٰادَكَ مِنْهُمُ اَلْمُخْلَصِينَ ﴿ص‌، ٨٣﴾ است. این یکی از آیاتی است که بر وجوب و لزوم اطاعت جاهل از فرد مصون از خطا و اشتباه دلالت می‌کند. آیه‌ی شریفه می‌فرماید وقتی که شیطان در مقام تخلف و در مقام عصیان، مخالفت با حکم پروردگار را کرد خداوند به او می‌فرماید قٰالَ فَاخْرُجْ مِنْهٰا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿ص‌، ٧٧﴾ از این بهشت خارج شو، از این جهنم خارج شو، وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلىٰ يَوْمِ اَلدِّينِ ﴿ص‌، ٧٨﴾ دور باش من متوجه تو خواهد شد، تبعید ما، لَعْنَتِي یعنی تبعید، دور باش، تو از رحمت من دور باش. گفت حالا که این طور است قٰالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿ص‌، ٨٢﴾ قسم به عزتت که تمام افراد بشر را، أَجْمَعِينَ یک تأکید هم رویش آورده، یادتان می‌آید دیگر اجمع و اکتع و ابصع و ابتع و از این حرفها، أَجْمَعِينَ هیچ کس را، دقت کنیم در اینجا! دقت کنیم! آیات قرآن آیاتی نیست که به شوخی از آن بگذریم ها! روی واوش حرف است!

  • یک روز در سن شانزده سالگی در مشهد مقدس خدمت مرحوم علامه‌ی طباطبایی بودیم، یک کسی راجع به آیات قرآن از ایشان سوال کرد، ایشان فرمود این کتاب کتاب الهی است، کلام بشری نیست، یک واو او بی‌حساب نیست! این در گوش من است از کلام ایشان! یک واو آیه بی‌حساب نیست!

  • قٰالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿ص‌، ٨٢﴾ من تمام افراد بشر را اغوا می‌کنم! حالا آیا شیطان راست می‌گوید یا دروغ؟ اینکه راست است دیگر. اگر یک حرف راست زده باشد همین است. همه‌ی حرف‌هایش دروغ است، همه کلاه سر آدم است اما این یک حرفش راست است. خب این هم چرا دروغ نمی‌گوید؟ چون طرفش خداست می‌گوید فَبِعِزَّتِكَ ، به خدا که دیگر کسی نمی‌تواند دروغ بگوید، می‌گوید فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ دقت کنیم بفهمیم دینی که به دست ما رسیده مفت نرسیده. این شلم شوربا شنبه یکشنبه شش شنبه هفت شنبه نیست که شوربا بیاندازند و هر کس بیاید و متصدی بشود، آیه‌ی قرآن دارد به ما می‌گوید، حرف‌های پای منقل هم نیست داخل قهوه‌خانه و چای و این حرفها هم نیست. فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ تمام افراد را، جاهل را اغوا می‌کنم عالم را اغوا می‌کنم مجتهد را اغوا می‌کنم! مرجع تقلید! جزو اجمعین هست یا نیست؟ همه بگویید هست یا نیست؟ هست. نه اینکه بگویید بلکه داد بزنید! همه را اغوا می‌کنم، پزشک را اغوا می‌کنم مهندس را اغوا می‌کنم بقال را اغوا می‌کنم قصاب را اغوا می‌کنم جوان را اغوا می‌کنم پیر را اغوا می‌کنم زن را اغوا می‌کنم، مرد را...، همه‌ی افراد را، همه را اغوا می‌کنم. فقط از این نقطه چه کسی استثناء شده؟ إِلاّٰ عِبٰادَكَ مِنْهُمُ اَلْمُخْلَصِينَ مخلَصین نه مخلِصین! مخلَصین چه کسانی هستند؟ آن کسانی هستند که راه نفوذ شیطان را مسدود کردند. راه نفوذ شیطان چیست؟ تعلقات. تعلق به دنیا تعلق به نفس تعلق به ذات تعلق به زن تعلق به ریاسات تعلق به بقاء. مخلَصین کسانی هستند که زمینه‌ی نفوذ شیطان را از بین بردند شیطان می‌خواهد از کجا نفوذ کند؟ از راه ریاست می‌خواهد نفوذ کند؟ این که به ریش ریاست دارد می‌خندد، از راه مرید و مرید بازی می‌خواهد نفوذ کند؟ اینکه می‌گوید هزار سال من نخواستم مرید، از راه مسجد و محراب و اینها می‌خواهد؟ این که اصلاً در مسجد و محراب نیست می‌گوید ما اصلاً مسجد نداریم، نه اینکه ندارد، زمینه را ندارد! زمینه! مثل اینکه فرض کنید که چطور زمینه‌ها از بین می‌روند؟ فرض کنید که یک بچه‌ی پنج ساله، تازه در بچه‌ها هم می‌گویند باز یک زمینه‌ای وجود دارد ولی حالا در عالم بچگی خودشان، یک بچه‌ی پنج ساله یک بچه‌ی شیرخواره حالا شیرخواره یعنی یک ساله دو ساله، این که مثلاً راه هم می‌تواند برود، آیا این معنای نکاح را می‌فهمد؟ معنای ازدواج را می‌فهمد؟ اصلاً زمینه وجود ندارد دیگر در او. اگر باشد اصلاً به حساب نمی‌آید. آیا این بچه‌ی دو ساله زمینه‌ی تعدی به مال را می‌فهمد؟ زمینه را دارد؟ زمینه‌ی عناد و استکبار را دارد؟ اصلاً این در این عالم نیست. این فقط می‌گوید شیر را بدهید من بخورم گرسنه‌ هستم سیر بشوم والسلام! هیچ چیز دیگر ندارد. عروسکش را هم بدهید که با آن بازی کند یا توپش را بدهید با آن بازی کند، همین. کل مدرکاتش فقط منحصر می‌شود در آن شیری که از مادرش می‌خورد آن توپی هم که با آن بازی می‌کند، همین، دنیایش همین است! هیچ چیز دیگر ندارد. شیطان سراغ این می‌آید؟ نه، زمینه ندارد. شیطان که بی‌خود زور خودش را حرام نمی‌کند هی بیاید در گوش این بچه‌ی دو ساله بگوید برو زنا بکن! می‌گوید چی؟ می‌گوید اگر بدانی چقدر خوب است! اگر بدانی...! تو نمی‌دانی سر این قضیه چه خبرها هست! چه طرف ها است! هر چه به او می‌گوید این نگاه می‌کند می‌گوید توپم را بده با آن بازی کنم! توپش را گرفته می‌گوید تا نروی زنا کنی توپ به تو نمی‌دهم، می‌گوید اصلاً من نمی‌خواهم چه داری می‌گویی؟ توپ را بده بابا! ها؟ نمی‌رود سراغ این، زحمتش را هدر نمی‌دهد چون زمینه ندارد.