جلسه ۸
8پس به حکم عقل و به رجحان اطاعت جاهل از عالم، باید از فردی اطاعت کرد به حکم عقل، به حکم این آیه که آن شخص در مقام هدایت باشد نه در مقام اهتدا. اگر در مقام اهتدا باشد خب مثل ماست. حالا یک خورده قویتر داریم یک خورده ضعیفتر داریم یک خورده کمتر داریم دوتا کتاب کمتر بخواند جهالتش کمتر است دوتا کتاب فلان بخواند بیشتر بخواند ولی علی کل حال مسأله که فقط مسألهی طهارت و نجاست نیست آقاجان من! مسأله که شکیات بین دو و سه در نماز نیست. مسألهی جان است و مال است و عرض است و آبرو و فلاح و خسارت! این است قضیه. نه قضیهی استنجاء با احجار و احجار طرفین و ذو اطراف و با خرقهی والیه یا غیر والیه! مسأله مسألهی این نیست. مسألهی سپردن دین و زمام دین و از بین رفتن استعدادهای وجودی انسان! این مسأله است که دین را به چه کسی بسپاریم که در روز قیامت وقتی خدا بگوید چرا به کمال نرسیدی بگوییم تقصیر این است. تقصیر این است. این گفت این کار را انجام بده ما کردیم، ما در مقام انقیاد کوتاهی نکردیم، ما در مقام اطاعت کوتاهی نکردیم. اگر خدا گفت سرمایهی وجودی خودت را که میتوانستی مانند سلمان کنی چرا نکردی؟ بگوییم این گفت. تقصیر این است. آنچه که این گفت ما عمل کردیم. چرا سرمایهی وجودی خودت را به آن نقطه نرساندی؟ تو که میبایستی به صد برسانی چرا در سی متوقف شدی؟ چرا در چهل متوقف شدی؟ این است مسأله دیگر. شوخی نداریم! شوخی نیست قضیه! این کار را نکن به جایش این کار را بکن بنده هم اطاعت کردم، خدا میگوید چه؟ مگر من به تو نگفتم که باید از مهتدی اهتدا نکنی، باید از هادی باشد، چرا از مهتدی کردی؟ چرا از آن کسی که خودش مهتدی است...؟ جواب چیست؟ هیچ. این آیهی قرآن صریحاً دارد میگوید باید سراغ چه کسی رفت؟ هادی نه مهتدی. باید سراغ امام رفت، همین والسلام. انسان باید در عمل از چه کسی انقیاد کند؟ این. این در مقام عمل است. این یک آیه که خب خیال میکنم صحبت در اطرافش دیگر کافی باشد.

