جلسه ۸
7پس بنابراین اینی که افراد بشر در مقام اهتدا هستند در این شکی نیست حتی کفار هم در مقام اهتدا هستند اگر در مقام اهتدا نباشند که مشورت نمیکنند. کفار هم در مقام اهتدا هستند. آنهایی که دین هم ندارند، ملحدین هم در مقام اهتدا هستند، آنها هم مجلس دارند، آنها هم برای وضع قوانین کشور خودشان مشورت میکنند و در مقام اهتدا هستند. اما خدای متعال در این آیه اهتدای به فرد مهتدی را باطل کرده، میفرماید: أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى اَلْحَقِّ...، در قسمت ابتدایی همین آیه هم فرمود که قُلِ اَللّٰهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ پس بنابراین خدا که مهتدی نیست خدا هادی است، خدا که خودش مهتدی نیست در مقام اهتدا نیست، چه کسی در مقام اهتدا هست؟ ما در مقام اهتدا هستیم. اهتدا را به مهتدی در این آیه محکوم میکند. اهتدای به چه کسی را خدا اثبات میکند؟ اهتدای به هادی را. هادی کیست؟ هادی اللَه است. پس هدایت منحصر میشود به ذات باری تعالی. غیر از ذات باری تعالی همه میروند کنار.
پس هدایت باید توسط ذاتی باشد که آن ذات مهتدی نباشد. چه کسانی مهتدی نیستند؟ آن کسانی که ذات آنها مندک شده باشد در ذات پروردگار و اینها از مرتبهی اهتدا گذشته باشند. اینها افرادی هستند که قابلیت برای هدایت را دارند. یعنی پیغمبر یا امام علیه السلام که اینها از مرتبهی اهتدا گذشتند و به مرتبهی هدایت رسیدند. وقتی این طور میشود مترتب بر این مسأله إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ﴿الطارق، ١٣﴾ وَ مٰا هُوَ بِالْهَزْلِ ﴿الطارق، ١٤﴾ میآید از تبعات آثار این قضیه. کلام اینها میشود فَصْلٌ. فَصْلٌ یعنی مایز بین حق و باطل. وَ مٰا هُوَ بِالْهَزْلِ جنبهی هزلیت دیگر ندارد، دیگر کلام اینها جنبهی لغویت ندارد، آمیخته و خلط بین حق و بین هزل نیست، کلام اینها میشود کلام فصل. آن کیست؟ آن کلام امام باقر است. کلام امام صادق است. کلام ائمه است. آن کلام میشود فصل. چرا؟ چون کلام امام صادق با کلام اللَه یکی است، معیت دارد و بالاتر از معیت اتحاد دارد. متحد است. امام صادق در مقام اهتدا نیست. امام سجاد دیگر در مقام اهتدا نیست. امام هادی امام جواد در مقام اهتدا نیستند. آنها در مقام هدایت هستند.

