اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸

0
فقه
جلسات

کیفیت اطاعت و انقیاد در آیات قرآن (1)

نسخه عربی

جلسه ۸

5
  • یکی از مسائلی که الان مطرح است همین قضیه‌ای که اخیراً در امریکا قانونش همین چند روز پیش، مدتی پیش تصویب شد، همین قانون ازدواج با جنس موافق. خب یک مطلبی را که اینها مطرح می‌کنند این است که مسأله‌ی ازدواج یک نیاز است، یک احتیاج است، نیازی است که فردی در وجود خودش نسبت به این غریزه‌ای که خدا قرار داده دارد، این نیاز باید به یک طرف رفع بشود، چطور اینکه گرسنگی یک نیازی است در وجود انسان که غذا می‌طلبد، تشنگی نیازی است که آب می‌طلبد، جهالت نیازی است که علم می‌طلبد، عواطف نیازی است که جذب آن امور مورد عاطفه و مورد ترحم را می‌طلبد، حس بقاء در انسان نیازی است که تداوم در نسل را می‌طلبد، اینها نیازهایی است که خداوند قرار داده، یکی از آنها هم نیاز غریزه است. خب این نیاز باید به یک سمتی برطرف بشود و آن اختیارش در انسان است، یکی این نیازش با یک زن برطرف می‌شود، ببینید مبنای قضیه درست است راهی که رفته می‌شود این راه راه اشتباه است. اصل نیاز درست است. یک شخصی با ازدواج با یک زن نیازش برطرف می‌شود یک شخصی با ازدواج با دو تا زن برطرف می‌شود یکی با سه ‌تا زن برطرف می‌شود، یکی فرض کنید که ازدواج با این خصوصیت. بر اساس [سلیقه هایی] که در افراد قرار داده شده کیفیت رفع نیاز هم تفاوت پیدا می‌کند. همین طور ممکن است یک شخصی نیازش به واسطه‌ی تمایل به جنس موافق برطرف شود چه الزامیست که حتماً باید این نیاز به واسطه‌ی ازدواج با مخالف باشد؟ این چه الزامی است؟ و افراد هم مختار هستند و حرّ هستند و آزاد هستند و در کیفیت انتخاب آزاد هستند.

  • یک وقتی مسأله برمی‌گردد به یک فساد اجتماعی، البته این را خدمت‌تان عرض کنم که راجع به این زمینه اتفاقاً کتاب نوشته شده، در خود غرب هم نوشته شده، در امریکا هم نوشته شده مؤلفش هم اتفاقاً زن است و این خطرات را در آنجا گوشزد کرده، همین خطرات مسأله‌ی ازدواج با جنس موافق و امثال ذلک را در آنجا آمده گفته از دیدگاه خودش. اما این مسأله البته بعد مطرح می‌شود، حالا اگر فرض کنید که شخصی نسبت به...، یک وقتی این مفاسد اجتماعی دارد، موجب بروز امراض است، موجب بروز مفاسدی است خب در اینجا انسان می‌تواند بگوید نه، باید نسبت به این قضیه توقف کرد. یک وقتی نه افراد به مفاسد اجتماعی هم نرسیدند، پی نبردند، اطلاع ندارند، از دیدگاه یک شخصی که خود را در عالم انتخاب حرّ و آزاد می‌بیند این چه اشکالی دارد؟ فرض کنید یک فردی که دین ندارد و فقط می‌خواهد بگوید بر اساس فطرت و بر اساس آن شاکله‌ی انسانیت این مسأله وجود دارد- اینی که خدمت‌تان عرض می‌کنم اینها نکات اساسی برای بحث‌های ماست ها، اینها مطالبی است که بعداً باید رویش تکیه کنیم- یک شخصی اصلاً بحث را بحث دین نمی‌کند می‌گوید در وهله‌ی اول- اینکه امروزی‌ها می‌گویند- قبل از اینکه ما متدین باشیم انسان هستیم، یعنی انسان است که می‌خواهد به یک دینی تدین پیدا کند، انسان است که می‌خواهد با غرایز خودش به یک نحله‌ای منتحل بشود. این انسان است. خب انسان یک غرایزی دارد، یک صفاتی دارد، یک ملکاتی دارد، آیا ممکن است یک دینی بیاید و بگوید آقا شما غذا نخور تا بمیری؟ نمی‌تواند یک همچنین حرفی بزند. ممکن است یک دینی بیاید بگوید شما نفس نکش تا خفه شوی؟ نمی‌تواند یک دینی بیاید بگوید آقا این غریزه‌ای که در شما هست این غریزه را نباید اعمال کنی، خب اینکه خدا قرار داده، وقتی خدا قرار بدهد چطور ممکن است یک دین بیاید مانع بشود؟ از آن طرف در کیفیت اطفاء این غریزه‌ هم اختیار به دست انسان است، بالاخره در کیفیت اطفاء این غریزه هم خب اختیار انسان در اینجا مطرح است دیگر به عنوان شخص آزاد و یک شخص انسان، پس بنابراین اینها در آن حکم اولی خودشان خودشان را محق می‌بینند که چه اشکال دارد ازدواج با هم جنس باشد؟ چه اشکال دارد؟ این به این وسیله نیاز خود را برطرف می‌کند چه چیزی می‌تواند او را اجبار کند بر این مسأله؟