اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸

0
فقه
جلسات

کیفیت اطاعت و انقیاد در آیات قرآن (1)

نسخه عربی

جلسه ۸

4
  • الان فرض کنید که من باب مثال اگر بخواهند قوانین دنیا را مورد ارزیابی قرار بدهند، بسیاری از قوانینی در کشورهای کفر است از قوانینی که در این ایران ماست جلوتر است و انطباقش با فطرت بیشتر است! بسیاری از قوانین آنها. این طور نیست که حالا همه‌ی آنها اشتباه کنند و چه کنند. وقتی که آنها قانون وضع می‌کنند مساوات بین زن و مرد، بر اساس فطرت خودشان این کار را انجام می‌دهند نه اینکه بخواهند تعمد داشته باشند، منتهی نمی‌فهمند. آنها خیال می‌کنند بسیار خب مرد در این دنیا...، لذا در جزو قوانین می‌گویند که مرد و زن از نقطه‌ی نظر آفرینش، هر دو انسان هستند پس بنابراین هر دو از حقوقی که مترتب بر انسان است به یک نحو برخوردارند، این جزو اعلامیه‌ی حقوق بشر است دیگر. بر این اساس قوانین زن و مرد را در اینجا وضع می‌کنند. از جمله‌ی آن قوانین این است که مرد به آن اندازه که برای خود اختیار در فعل و عمل دارد به آن مقدار زن برای خود اختیار دارد، زن می‌تواند برود کار کند، برود فعالیت کند، برود مسائل انجام را بدهد. اینها بر اساس فکر خودشان درست است ولی چون بر اساس دین و شریعت نیست ایراداتی بر آن متوجه است. در شریعت زن باید در تحت اطاعت مرد باشد و مرد باید متکفل امور او باشد ولی در قوانین دنیا این طور نیست. لذا ارثی هم که می‌برند به طور مساوی می‌برند. کاری که انجام می‌دهند به طور مساوی انجام می‌دهند، آن می‌رود کار می‌کند این هم می‌رود کار می‌کند، این هشت ساعت می‌رود کار می‌کند آن هم هشت ساعت کار می‌کند لذا مسائل‌شان مساوی است. بر این اساس خب بله بسیار خب اشکالی ندارد. ولی آن مسائل و ظرافت‌ها و دقت‌هایی که به خصوصیات طرفین مربوط می‌شود، در خیلی از این موارد کمیت اینها لنگ است. ادراک اینها نمی‌رسد. اینها نمی‌فهمند آن رشد و تکاملی که باید زن واجد او باشد به این وسیله حاصل نمی‌شود. چون زندگی را در زندگی دنیا می‌بینند، تکامل را تکامل در مسائل دنیا می‌بینند، نیت‌شان خیر است، آن کسانی که اعلامیه‌ی حقوق بشر را بعد از جنگ جهانی دوم امضا کردند اینها آمدند نیت خیر انجام بدهند، همه‌شان که آدم بد نبودند، بر اساس فکر خودشان که فکر مادی و دنیوی است آمدند قوانین را بر این اساس تنظیم کردند، خواستند حالا خیری به بشر برسانند، حالا نگو دارند بیراهه می‌روند، این خیر رساندن را بر اساس فکر ناقص خودشان آمدند تصویب کردند لذا هی به آنها ایراد وارد می‌شود اما نه اینکه معاند بودند، معاند نیستند.