جلسه ۸
3حالا من حیث المجموع آنچه که از آیه به قانون عقل و منطق استفاده میشود این است که آن کسی که هدایت میکند باید فردی باشد که از قابلیت اهتدا و تربیت خارج شده باشد، أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى اَلْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لاٰ يَهِدِّي إِلاّٰ أَنْ يُهْدىٰ حالا با توجه به این مسأله، از افراد بنی آدم کدام فرد است که از مرتبهی اهتدا خارج شده است و دیگر اهتدا در او معنا ندارد؟ أَمَّنْ لاٰ يَهِدِّي إِلاّٰ أَنْ يُهْدىٰ مگر اینکه هدایت بشود، هدایت بشود یعنی دستگیری شده باشد، آیا فردی که خودش به نور ایمان هدایت شده است میشود به او بگوییم که این فرد در مقام اهتدا است؟ این فرد در مقام هدایت یافتن است یا نه این شخص به مطلوب واصل شده و دیگر در مقام اهتدا وجود ندارد بلکه در مقام هدایت وجود دارد؟ با توجه به این قضیه این نکته استفاده میشود که جنبهی هدایت و دستگیری فردی مورد توجه است که مانند خدای متعال این شخص مصون از خطا و اشتباه باشد. این ماحصل آیه.
چرا؟ چون در صورت اول خدا میفرماید، آن افرادی که مورد خطاب هستند اینها افرادی نیستند که کارهایشان همه اشتباه باشد قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكٰائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى اَلْحَقِّ خب این افرادی که الان مورد خطاب هستند کارهایشان درست است، خیلی از اینها کارشان صحیح است، در صدق ممکن است راست بگویند دروغ نگویند، در ادای امانت ممکن است اشتباه نکنند امانت را ادا کنند، در انفاق...، حاتم طائی مشرک بود ولی در عین حال اول منفق بود در عالم، افرادی بودند در عرب، الان هم هستند کافر هستند ولی در حسن امانت و ادای امانت و صدق بین همهی افراد معروف هستند، از مسلمانها بهتر هستند! این طور نیست که همهی افراد کارشان خلاف باشد، نه، افرادی که بر اساس فطرت و بر اساس وجدان خودشان عمل میکنند اینها ...، خیلی افراد هستند که اینها اصلاً کارشان هم درست است اما خداوند متعال این آیه را متوجه همین افراد میکند میگوید بله شما کارتان درست است اما همهی کارتان درست است؟ شما کارهایتان را بر اساس فطرت انجام میدهید ولی این کافیست؟ این کفایت میکند یا نه؟ شما نیازی به اهتدا دارید نه اینکه شما هادی هستید. در مسائلی که فطرت و عقل شما به آن مسائل میرسد به آن مسائل عمل میکنید...،

