جلسه ۷
7حالا تمام اینها آن جنبهی قبولیت و تأثیرگذاری و آن جنبهی مؤثریت و آن جنبهی الزام و آن جنبهی محقق شدن در خارجش منوط به چیست؟ منوط به اللَه است. حالا اگر این بیاید من دون اللَه بگوید کونوا عباد لی این میشود چه؟ میشود مُلغیٰ، تمام اینها به لحاظ جنبهی من اللَه بودنش و نشویت از اللَه است، وقتی که این طور باشد پس میتواند یک پیغمبری بگوید بیایید از من اطاعت کنید بدون آن جنبهی الهی؟ این میشود نفس، این که دیگر پیغمبر نیست.
پس خیلی باید هواسمان جمع باشد ها! ممکن است که در عین کتاب و حکم و نبوت و اینها نفس وجود داشته باشد، اگر نفس وجود داشته باشد حکم و کتاب و نبوت به درد نمیخورد! وجود نفس هم به چه شکلیت است؟ کونوا عباد لی است. کونوا عباد لی، اینجا بیایید.
یک آقایی در یک مسجدی بود، مریدش آمده بود مدتی مسجد قائم پیش مرحوم آقا. این بعد از یک مدتی او را دیده بود و گفته بود که آقا شما را نمیبینیم و فلان و این حرفها!
گفتش که بله دیگر، توفیق نداشتیم و...،
بعد تحقیق و فلان و چه، بله آقای آقا سید محمد حسین طهرانی در مسجد قائم نماز میخوانند و اینها، چون راه نزدیک است و فلان و این حرفها ما دیگر مدتی است که آنجا می رویم.
بله البته خب ایشان فرد زحمت کشیدهای است ولیکن عقاید ایشان خیلی عقاید صحیحی نیست میگویند که ایشان عقاید درویشی صوفیانه دارد و از این حرفها! حالا شما بیایید اینجا ما مطالبی را که مورد اتفاق همهی علماست بیان میکنیم!
خب آقاجان شما آقای طهرانی را نمیشناسید؟ شما که این حرف را میزنید دارید غصهی چه چیزی از این فرد را میخورید؟ غصهی دین این را میخوری یا غصهی مرید را میخوری که یک مرید از دستت رفت؟ غصهی دین میخوری؟ ارواح عمهات! هان؟ تو میبینی یک مرید چرب و شیرین از دست رفت! رفت آقا بگرد بیاورش! کجا؟ من این همه برایت زحمت کشیدم! خیلی عجیب است ها! واقعاً عجیب است!

