جلسه ۷
4مضافاً علی هذا تو نفس داری و این بت نفس ندارد، تو روح حیوانی داری و این بت روح حیوانی ندارد پس اینها را چطور شما از دیده مخفی کردید؟ و اگر به جنبهی ظهور نگاه میکنید چه فرقی بین ظهور، اگر ظهور ظهور متساوی باشد، چه فرقی بین ظهور حق در این بت و تجسم این به عنوان رب النوع برای صفات پروردگار است و بین ظهور حق در تویی که سجده میکنی و تجسم تو به عنوان فرد دیگر؟ و چه فرقی بین تو و بین دیگری است؟ و فرعون که افراد را به خود میخواند به آنها میگفت من تجلی قدرت و سلطنت پروردگار هستم، خب به او میگوییم شما از این تخت بیا پایین بنده میروم روی آن تخت مینشینم من میشوم تجلی قدرت و سلطنت پروردگار، ها! من میشوم. شاه هم همین حرف را میزد و میگفت: پادشه سایهی خدا باشد- این شعر را میگفتند همان موقعها- سایه از اصل کی جدا باشد؟ بله پادشه اگر پادشاه باشد سایهی خداست ولی دلیل نیست بر اینکه هر کسی پادشاه باشد، شما بیا پایین، دیدی که پادشاه نبودی، مدتت سرآمد و بعد هم رفتی. همین طور زمانه شاه میآورد، پادشاه میآورد، رئیس میآورد یکی پس از دیگری میروند. اگر واقعاً او مالکیت و مُلکیت واقعی دارد پس چرا از دست میدهند و اگر ندارد پس چرا به خود میبندد و دیگر افراد چه فرقی با او میکنند؟
پس به این دو دلیل عبادت بر غیر خدا جایز نیست و عبادت به معنای انقیاد است. در مسألهی حکم و انقیاد هم مطلب به همین کیفیت است؛
اول اینکه ذات انسان باید منحصراً متصل به ذات پروردگار باشد چون جزء از نقطهی نظر حقیقت وجودی خود، مندک در کل است پس بنابراین نمیتواند متعلق به جزء دیگر و مظهر دیگر مانند خود باشد، این یک.
دوم اینکه چون پروردگار متعال مالک بالحقیقهی همهی افراد هست و سایر تملکات تملکات مجازی است پس بنابراین انقیاد عبد در مقام اطاعت نسبت به مولای حقیقی اولاست تا انقیاد انسان نسبت به یک شخص در مقام قسیمیت و مثلیت و مماثلیت، هر دو مثل هم هستند. این اصل اولی.

