جلسه ۷
10مرحوم آقا به یکی میگفتند آقا شما این حرف را برو بزن، این خیال میکرد حالا این شده دیگر نمایندهی آقا! بابا آقا روزی به هزار نفر دارند میگویند، یک کلمه به تو حالا یک اعتنایی کردند به تو هم گفتند برای اینکه تو هم حالا خیال نکنی که به تو توجه نمیشود. آقا شما بروید فرض کنید مشکل فلانی را حل کنید- جدی من اینها را دیدم ها! من همهی اینها را دیدم اغراق نمیکنم- مرحوم آقا به یکی گفته بودند که رفتی طهران به آقا سید محسن بگویید که در جلسه این را بگوید، یک بنده خدایی، همان آقایی که الان مو گذاشته تا اینجا و یک دانه از این تسبیحهای اینقدری میاندازد دور گردنش و میرود در حرم امام رضا نعره میکشد! شب بود ما نشسته بودیم داخل حیاط، به ما گفت ایشان[(یعنی آقا)] یک همچنین مسألهای گفتند که در جلسه مطرح شود، چه چیزی هست اصلاً! گفتند که به آقا سید محسن بگویید اما خب به ما گفتند! چه شد قضیه؟ به آقا سید محسن بگویید ولی خب به ما گفتند! حالا میخواهید شما یا میخواهید ما علی کل حال...! گفتم نه قربان اختیار دارید با وجود سرکار که بنده نمی توانم...! یک خورده هم ما هندوانه گذاشتیم و نه آقا شما باید...! این حرفها چیست؟ این امریه از ناحیهی حضرت رب العزه بود جنابعالی شرف انزال یافتید نمیشود این...! هیچی امر صریح مرحوم آقا که برو به فلانی بگو که بیاید این را بگوید گذاشته کنار...! من بودم در آن مجلس گفت که بله در جلسهای که در مشهد بودیم امر فرمودند که فلان...! اصلاً آقا چه میخواستند بگویند این چه چیزی گفت؟ اصلاً خراب کرد! نه آن منظور حاصل شد و بقیه هم به ریشش خندیدند!
بله این مسائل خیلی بوده و خوب ما باید بفهمیم آقاجان کجا قضیه میلنگد و کجا خراب است و چطوری نفس میآید و با انسان بازی میکند و مسائل را کم کم به نفع خودش برمیگرداند! هیچ فرقی بین افراد جلسه و بین مسئول نیست. اتفاقاً من نظرم از اول، زمان مرحوم آقا به این بوده که ریاست ادواری باشد یعنی مثلاً فرض کنید یک ماه این آقا رئیس بشود بعد خلعت را دربیاورد به آن یکی بپوشاند آن یکی بشود رئیس، بعد او...، حالا همچنین، حالا باشد، حالا به همان کیفیت زمان حیاتشان فعلاً باشد ولی حقیقت مسأله این است.

