جلسه ۷
9در همان زمان مرحوم آقا، ایشان بعضیها را مسئول جلسه میکردند. همین که مسئول جلسه میشد دیگر ارتقاء پیدا میکرد میرفت بالا! ها! من مسئول جلسه هستم! رفت بالا! اخلاقش با بقیه عوض میشد! طرز صحبتش با بقیه عوض میشد! کیفیت برخوردش با بقیه عوض میشد! یک جور دیگر به بقیه نگاه میکرد! اگر یک کسی یک حرف میزد به او برمیخورد که چرا در جلسه تو حرف زدی؟ تو را مسئول کردند حاضر غایب کنی آقاجان! همین، والسلام نامه تمام! این حرفها چیست؟ چه کسی آمد چه کسی نیامد؟ تو چه فرقی با بقیه میکنی؟ چه فرقی میکنی؟
مرحوم آقا به من گفتند که آقا این حرف را برو بزن. ما رفتیم به یکی گفتیم؛ گفتیم برو در جلسهی طهران این را بگو. رفته گفته. آن مسئول صدایش کرده گفته شما به چه اجازهای این حرف را زدید؟! گفت آقای آقا سید محسن به ما گفت. ایشان بگویند شما باید بیایید به من بگویید اگر من صلاح دانستم مطرح میکنم! آن هم رو کرده بود گفته بود ببخشید ما این چیزها را بلد نیستیم، حالا فحشش نداده بود، همین گفته بود ما این چیزها را بلد نیستیم. بعد همان شخص آمد پیش من اعتراض، آقا یک همچنین مسائلی هست و یک همچنین...! گفتم شما تلفن کنید به من از من وقت بگیرید، آن موقع زمان مرحوم آقا که ما مشهد بودیم و به همان خانه ای را که ساختیم تازه رفته بودیم، وقت بگیرید وقتی به شما وقت دادند بیایید تا بگویم چه کنید و تا الان هم نیامده! بابا آقا به شما گفتند که بشوید مسئول، آقایان جلسهی دیگر خانهی چه کسی است؟ آقایان ایها الناس خانهی آقا مشهدی فلان است، همین والسلام! این حرفها را نداریم! این بازیها را نداریم! این کلک و حقهبازیها دیگر چیست؟ اینها دیگر چه بساطی است؟ آدم که نبایستی که فرض کنید...! این مسأله خیلی مسألهی مهمی است ها که انسان بفهمد در چه محدودهای دارد حرکت میکند و چه قسمی دارد میرود. امروز میگویند آقا شما مسئول باش فردا میگویند آقا شما باش پس فردا...، بالاخره یکی باید این وسط بیاید، آقا شیر یا خطی، قرعهای، بیاندازید بالا! دارید سکه؟ سابق...، آقای نوری شما این کار را میکردید؟ میاندازیم بالا شیر آمد، آقای نوری رئیس جلسه، میخواهی آقا رئیس جلسه بشوی یا نه؟ میخواهی همین الان نصب میکنیم مادام العمر! این حرفها را نداریم.

