جلسه ۷
8یک وقت یک مسائلی پیش آمده بود، مسائل عجیبی پیش آمده بود! یک قضیهای. یک بندهی خدایی به یکی میگفت من پای این زحمت کشیدم! من با این چیز کردم بعد حالا این پیش فلانی رفته؟ خب اگر زحمت است برای چه کسی کشیدی؟ اگر برای خدا کشیدی خب حالا میخواهد اینجا باشد یا یک جای دیگر، نماز که باید بخواند چه در این مسجد چه برود داخل آن مسجد بخواند، اگر برای غیر خدا کشیدی خب آن دیگر مسألهی دیگر است!
اینجا این آیه صاف میآید قضیهی انسان را میگذارد کف دست آدم، آقا ببین نگاه به خودت بکن ببین من دون اللَه است یا نه من عند اللَه است؟ وقتی که میگویی بیایید اطاعت مرا بکنید، اولاً آنها که نمیگفتند بیایید اطاعت من را بکنید، بیچاره پیغمبر، میگفتند آقا بیایید حرف خدا را بشنوید منتهی از زبان من، آنها که نمیگفتند بیایید به طرف من. آیات قرآن را همه را نگاه کنید حضرت موسی حضرت نوح حضرت فلان و اینها، اینها همه میگفتند اطاعت خدا را بکنید نمیگفتند اطاعت من را بکنید، اطاعت خدا را بکنید این وجه اولش. ثانیاً آنها که میگفتند، بر فرض هم بگویند بیایید اطاعت من را بکنید، این من در چه قالبی؟ من در قالب من عند اللَه نه در قالب من عند و تلقاء نفسی، از این عند نمیآید که این دعوت به سوی خود کند، چون این متصل به عند اللَه هست[ این حرف به] زبان او میآید، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ﴿الطارق، ١٣﴾ وَ مٰا هُوَ بِالْهَزْلِ ﴿الطارق، ١٤﴾ پس روی این جهت این حکم آمده به من عند اللَه.
اگر قرار است برای خدا باشد حالا مریدت از این مسجد رفت به یک مسجد دیگر، خب رفت که رفت، رفت که رفت، رفت که رفت. افرادی که در مسجد مرحوم آقا بودند گاهی اوقات میرفتند یک جاهای دیگر، اصلاً ایشان نمیپرسیدند کجا رفتی؟ کجا آمدی؟ میفهمیدند، میفهمیدند. کجا رفتی؟ کجا آمدی؟ ابدا و ابدا، خودش میخواهد برود، خودش میخواهد برود برود. من راجع به یک مورد در تمام عمرم ندیدم از مرحوم آقا که در آن موقع مثلاً فردی از مسجد ایشان رفته حالا به یک مسجد دیگر، ایشان بگویند که مثلاً چرا رفته آنجا؟ چرا...؟ میگفتند خودش میداند. ما نه به کسی میگوییم بیایید و نه به کسی میگوییم بروید، این عین عبارت ایشان است و این را تا آخر عمر هم حفظ کردند ها و بدون این هم فایده ندارد رفقا، سرمان کلاه میرود! بدون این حالت سرمان کلاه میرود، باختیم قضیه را.

