اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷

0
فقه
جلسات

اصل در مورد تبعیت و یا عدم تبعیت از احکام الهی (2)

نسخه عربی

جلسه ۷

2
  • وقتی که آنها می‌گویند ما که این بقر یا صنم را عبادت می‌کنیم نه اینکه این را عبادت کنیم، در واقع ما داریم- در کتاب‌هایشان می‌گویند ها- در واقع ما داریم آن ذات را عبادت می‌کنیم منتهی چون به آن ذات دسترسی نداریم و در عالم غیب، در غیب الغیوب، در آنجا متمکن است، از این باب مظهر او را که حاکی و نماینده‌ی آن ذات است به عنوان آیتیت و مرآتیت، ما او را پرستش و عبادت می‌کنیم پس بنابراین ایرادی وارد نمی‌شود.

  • جوابی که باید از این اشکال داد این است که خدای متعال فقط ذات خود را منحصر برای عبادت قرار داده است، حتی وسائل دیگر و حتی وسائط دیگر و حتی اقرب حجب و وسیله‌ی اول، حضرت پیامبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم را هم مستوجب برای عبادت قرار نداده است بلکه رسول اللَه در این مرتبه مانند سایر افراد می‌ماند. یعنی همان ذاتی را که ما عبادت می‌کنیم، همان مبدأیی را که ما در قبال او تواضع می‌کنیم، رسول اللَه هم به همان مبدأ و به همان ذات سجده می‌کند و رکوع و سجود می‌کند. پس بنابراین مسأله‌ی عبادت انحصار به ذات پروردگار دارد زیرا خدای متعال هیچ واسطه‌ای را بین خود و بین ذات انسان قبول نمی‌کند و این حکایت از مقام جمعیت و صرافت و وساطت او می‌کند که ذات...- این نکته‌هایی که می‌خواهم عرض کنم اینها همه داخل در درس است ها، خارج از درس نیست- ذات انسان هیچ واسطه‌ای را بین خود و بین خدا نمی‌پذیرد و خدای متعال هیچ واسطه‌ای را بین خود و بین ذات انسان نمی‌پذیرد و جهت مسأله هم به دو قضیه برمی‌گردد:

  • قضیه‌ی اول این مسأله‌ی اصل خلقت و حقیقت نشأت و انشعاب روح انسان است از ذات پروردگار که می‌فرماید فَإِذٰا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِينَ ﴿الحجر، ٢٩﴾ فَإِذٰا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِينَ ﴿ص‌، ٧٢﴾، وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلرُّوحِ قُلِ اَلرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ مٰا أُوتِيتُمْ مِنَ اَلْعِلْمِ إِلاّٰ قَلِيلاً ﴿الإسراء، ٨٥﴾ که تمام این آیات می‌فرماید که ثُمَّ خَلَقْنَا اَلنُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا اَلْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا اَلْمُضْغَةَ عِظٰاماً فَكَسَوْنَا اَلْعِظٰامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْنٰاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبٰارَكَ اَللّٰهُ أَحْسَنُ اَلْخٰالِقِينَ ﴿المؤمنون‌، ١٤﴾ که این خلق آخر عبارت است از افاضه‌ی حقیقت ذات به این جنبه‌ی مادی و نزول آن حقیقت ذات در عالم طبع و در عالم ماده که چطور این ذات می‌آید و در عالم طبع و ماده تعلق به بدن می‌گیرد اینجاست که می‌فرماید فَإِذٰا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِينَ ﴿الحجر، ٢٩﴾ فَإِذٰا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِينَ ﴿ص‌، ٧٢﴾ و در سایر موجودات و حتی نسبت به ملائکه‌ی مقرب این تعبیر نفخ از روح در آنجا وجود ندارد.