اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶

0
فقه
جلسات

اصل در مورد تبعیت و یا عدم تبعیت از احکام الهی (1)

نسخه عربی

جلسه ۶

6
  • اینقدر ما از این کارها کردیم که آقا آمدند گفتند دیگر هیچ چیزتان را نیایید به من بگویید، فقط مسأله‌ی شرعی و سلوکی‌تان را بیایید به من بگویید، همان موقع دیگر، همان موقع، چند سال آخر، دیگر هر کاری می‌خواهید بکنید به من نگویید، هر معامله‌ای می‌خواهید بکنید به من نگویید...

  • الان هزار دفعه ما این را گفتیم باز بلند می‌شوند می‌آیند پیش ما، آقا یک منزلی داریم اجازه می‌فرمایید که بفروشیم یا نه؟ ای آقا! آقاجان بنده فارسی حرف می‌زنم به من ارتباطی ندارد فروش منزل شما! به من ارتباط ندارد شما می‌خواهید از جایی به جای دیگر بروید یا نروید! به من ارتباط ندارد می‌خواهید زن‌تان را طلاق بدهید یا می‌خواهید زن بگیرید یا نگیرید! ارتباطی با من ندارد! بروید خودتان مشورت کنید، مسائل عادی، ظاهری، فلان و این حرفها. می‌خواستیم نظر حضرت عالی را بدانیم! انگار حتماً انسان باید یک برخوردی کند تا اینکه مثلاً متوجه بشوند! خب این نبوده دیگر! مرحوم آقا در زمان حیات خودشان دیگر این نحو عمل نکردند. افراد دیگر باید روی پای خودشان مطالب خودشان را حل و فصل کنند. اینها خیلی...، و همین طور راهنمایی‌هایی که بقیه می‌کنند. یک مسأله‌ای پیش آمده آقا این را حتماً برو به خود آقا بگو! آقا به خود آقا بگو چیست؟ یک مشکل پیش می‌آید آقا برو حتماً این را به خود آقا بگو! وقتی می‌آیند به آدم می‌گویند می‌بینی هیچی نیست! اصلاً هیچی نیست! نامه برای آدم می‌نویسند آقا این نامه فرض کنید که...! حالا یک استثنایی فرض کنید که گاهی ممکن است پیدا بشود که خب حالا آن...، اما نه اینکه دیگر هر کس خواب می‌بیند برو به آقا بگو! هر کس خواب دید شما بگویید انشاءاللَه خیر است، تمام شد. آقا این خواب من یعنی چه؟ خیر است آقا انشاءاللَه! مگر آقا چه کار می‌کردند؟ مگر آقا تعبیر می‌کردند؟ اگر آقا تعبیر می‌کردند روزی هزار نفر درِ خانه‌ی آقا صف می‌کشیدند! ما می‌رفتیم به آقا می‌گفتیم، انشاءاللَه خیر است آقا! برو درست را بخوان، بحثت را بکن. گاهی حالا یک چیزی! سر حال بودند، سر کیفی بودند مثلاً یک سوالی یک مطلبی. این دیگر نبایستی که مثلاً به یک نحوه‌ای باشد، دیگر نامه دادن و فلان و این مطالب را مطرح کردن و اینها، همۀ اینها بایستی که دیگر برچیده بشود. اصلاً این وضع دیگر باید تغییر پیدا کند. باید دیگر افراد خودشان متوجه بشوند و آنچه را که به آنها گفته می‌شود اعتقاد داشته باشند، تصور نکنند یک وقتی خدایی نکرده انسان می‌خواهد با آنها به مسامحه برخورد کند! مطلب همین است و راه همین است و دیگر کم و زیاد ندارد قضیه و مسأله. و خب علی کل حال در این زمینه هم همان طوری که عرض کردم حالا دیگر یک مورد دو مورد استثناء، سه مورد ده مورد نه اینکه هزار مورد! آن وقت دیگر همه‌ی هزار مورد می‌شود استثناء! همین که بگوییم آقا یک استثناء، او هم می‌گوید آقا ما هم جزء استثنائیم دیگر! آن هم می‌گوید ما هم جزو استثناء هستیم.