جلسه ۶
10حکومت بر اساس اصل اولی فطری باید حکومتی باشد که حاکم در آن حکومت اللَه باشد نه من و نه غیر من، هیچ کدام نمیتوانند بر دیگری حکومت کنند. ... أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اَللّٰهُ اَلْوٰاحِدُ اَلْقَهّٰارُ ﴿یوسف، ٣٩﴾ خیلی عجیب است! این آیه خیلی آیهی عجیبی است! أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ اربابی که، ربهایی که اینها اصلاً اساسشان بر تفرّق است، آن به سمت خود میکشد آن به سمت خود میکشد، آن برای منافع خود، انسان را استعباد میکند و استحمار میکند، آن هم برای منافع خودش انسان را استعباد میکند، هر کدام بر اصل منافع خودشان، تفرّق که اصل و اساس حیات این ارباب بر اساس تفرّق است، بر اساس اختلاف است، أَمِ اَللّٰهُ اَلْوٰاحِدُ اَلْقَهّٰارُ یا اینکه خدایی که واحد است و در او تفرّق نیست، در او جمعیت است، در او جمعیت است، همه را جمع میکند، همهی قوا را جمع میکند، همهی استعدادها را در یک جا جمع میکند، همهی امکانات را، همهی افراد را، همه را در یک جا جمع میکند.
مرحوم آقا در آن قضیهی سنهی چهل و دو میدانید چه فکر میکردند؟ دیگران میآمدند دائم میگفتند بیایید از ما تبعیت کنید، از ما باید تبعیت بشود، ما! بیایید از ما تبعیت کنید! باید بیایند از علما تبعیت کنند! از ما باید تبعیت کنند. یک وقت مرحوم آقا با یک نفر صحبت میکردند میگفتند آقا شما در این مطالبی که دارید خب دیگران را هم شریک کنید، به فلان جا بروید، فلان مجلس بروید، فلان چیز کنید، این طور یک وقت تصور نشود انحصاری هست، مسأله انحصاری هست و مسأله تک روی هست، بعضیها جواب دادند آقای آقا سید محمد حسین ما کار خودمان را میکنیم هر کس میخواهد به دنبال ما بیاید هر کس میخواهد نیاید! خب این نتیجهاش چیست؟ نتیجهاش همین است دیگر که کار به کجا خواهد کشید! ما کار خود را میکنیم!

