جلسه ۵
3آنچه که یک حکومت اسلامی لازم دارد در این مملکت انجام داد. چه کار انجام نداد؟ البته حالا یک مقداری حالت روشنفکری هم داشت، ما نمیگوییم صد درصد ولی از نظر عدالت، از نظر امنیت، یک روحانی نمیتوانست تخطی کند آن موقع، یعنی بین روحانی و غیر روحانی هیچ فرقی نگذاشت، دادگاه یک دادگاه بود، سرباز، دولتی، همه، ترس آنها بیش از افراد ملت بود! ترس و خوفی که داشتند از افراد بیشتر بود!
تعدیاتی که قبلاً میشد به نوامیس مردم، این شاهزادههای قاجار، عمله و اکرهشان، چقدر تعدی! چقدر...! خانهایی که آن موقع درست کرده بودند آقا واقعاً شرم آور است دیگر! اصلاً در خانها...! اینها را همه را این شاهزادههای قاجار و آنها این خوانین قُرار و مبسوط الید گذاشته بودند برای اعمال اینگونه امور! هر دختری شب اول عرسی برای خان است! یعنی یک همچنین چیزی! اگر نه خانهاش را آتش میزد! چه میکرد! چه میکرد! تفنگ چیهایی که آن موقع بوده و ...! بلایی بر سر این خوانین درآورده بود، بلایی درآورده بود که جرأت نداشت دیگر به آن کارگر چپ نگاه کند، امیرکبیر این کار را کرد. کشتند او را. به دسیسهی مادر ناصر الدین شاه و حاج میرزا علی خان حاجب الدوله و آن میرزا آقاخان نوری که اصلاً رسماً این عضو سفارت انگلیس بود-حتماً که نباید آقا حکیم و حکمای نوری و ملا علی نوری بشوند یکیش هم حالا...! اینها هم هستند- بعد گرفتند کشتند او را دیگر. کشتند و اینها و بلافاصله آقا میرزا آقاخان نوری آمد صدر اعظم شد. آقا اوضاع برگشت! دوباره برگشت و خرمشهر را دادند به انگلیس و آبادان رفت دست انگلیس و اوضاعی شد و دوباره مردم آمدند و دوباره دزدی، سرقت، تجاوز ... !
خب حالا مثلاً فرض کنید که شما بنشینید فکر کنید این حکومت میرزا تقی خان چه کم داشت؟ چه کم داشت؟ این مردم و این افرادی که امام را مثل بقیه میدانند، موقعیت امام را مثل بقیه میدانند، اگر به آنها بگوییم چه فرقی بین عمر بن عبد العزیز و حضرت سجاد است؟ میگویند خب حضرت سجاد مقام امامت دارد، میگوییم خب مقام امامت دارد چه فرقی دارد از نظر عملی؟ از نظر عملی بین حکومت عمر بن عبد العزیز و بین حکومت امام سجاد چه فرقی هست؟ حرفی نمیتوانند بزنند. خب حالا باز در اینجا نیازی به حکومت امام سجاد است که امام باید به دست بگیرد و چه مسألهای است؟ اینها چیزهایی است که خب به طور کلی اصلاً مطلب جور دیگر است، یعنی قسم دیگری خواهد شد دیگر.

